حاج محمد تقى جورابچى

49

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى )

خلق فرموده كه مدد جميع اعضا از او است . هرگاه يك آن مدد خودش از اعضا و جوارح قطع نمايد همان آن معدوم خواهد شد . از جميع رگ‌هاى بدن در آن واحد به هرعضوى مدد مىرساند و هم‌چنين [ اگر ] از خارج هزار سوزن به جميع بدن بزنند در همان آن اذيت آنها را مىداند . هرگاه باور ندارى در خودت امتحان كن . پس اين دليل را دانستى ، و خداوند عالم جميع اين مخلوقات را به منزله يك نفس قرار داده و نفس جسم مىخواهد كه اعضا و جوارح داشته باشد و هر شيئى را لازم است كه در مقام خود باشد ، چشم در جاى خود ، گوش در جاى خود ، هرگاه تغيير [ و ] تبديل شود نظام اين جسم مختل مىشود . وجود امام عليه السلام [ را ] به منزله قلب قرار داده كه بايد در عالم قطبيّت بوده ، مدبّر باشد . و به جميع اعضا و جوارح كه عبارت از ماسوى اللّه « 1 » هستند مدد برساند ، در هر جاى عالم چيزى اتفاق افتد همان آن مطلع است نه اين‌كه در مشرق باشد در مغرب نباشد چون به قلب همه‌جا يكى است . بعد و قرب در نظر او يكسان است از اين جهت است كه كسى در جايى « 2 » به بلا گرفتار مىشود همين كه با خلوص نيّت صدا كرد يا " صاحب الزّمان " همان آن به فرياد او رسيده او را نجات مىدهد . و حاليّه در ميان بلا گرفتار شده‌ايم و دعا مىكنيم ، ما را نجات نمىدهند . چون خلوص نيّت پيدا نكرده‌ايم تقصير از خودمان است ، و اخبار آثار دلالت دارد بر اين‌كه امام عليه السلام « 3 » قلب عالم امكان است . كسى كه اعتقاد نمود به اين فقره ، باقى افعال در اين ثابت است . فرموده‌اند كه خداوند عالم به هرنفس كه انسان مىكشد يك ملك موكل فرموده ، و به هرقطره باران [ يك ] ملك موكّل است ، به آب درياها و بادها ، ابرها [ و ] نباتات و غيره ملك موكّل است . فرموده است : يك ملك قدم از قدم برنمىدارد مگر به اذن امير المؤمنين ( ع ) . درست است وجود ملك هست لكن عدد نفس انسان و قطره‌ى باران چه‌قدر ملك مىباشد ، مقصود امر ربّ است كه بىاذن امر ربّ نفس كشيدن و باران باريدن [ ممكن ] نمىشود . و امر ربّ در چند حديث ولى مطلق است ( ع ) كه بىامر و اذن او از آسمان باران نمىآيد و از زمين نبات نمىرويد . جهت اين‌كه مبدأ فيض الهى و محلّ مشيّت و اراده الهى هستند ، در عالم

--> ( 1 ) . در اصل : إله . ( 2 ) . در اصل : جاى . ( 3 ) . در اصل : عليه اسلام .