حاج محمد تقى جورابچى
46
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى )
نمىتوان شناخت مگر به آن وصفى كه خودش را توصيف فرموده و راه معرفت خودش را نشان داده . هركس مىخواهد معرفت به چيزى برساند ذات او را نمىتواند شناسد مگر به آثار و افعال و صفات و شناختن يك صفات حاكى صفات ديگر نمىشود . مثلا كاتب غيراز ضارب است ، سميع غير از بصير است . پس در اين صورت از شناختن ذات باريتعالى حيران مانديم . اين تحيّر عين توحيد است و دانستيم كه او خالق است و ما مخلوق ، او صانع است ما مصنوع . معلوم است هرقدر ترقّى نماييم از درجهى مخلوقيت بالا نتوانيم رفت و حجابى سبز حايل است كه ابدا آن حجاب مرتفع نمىشود و ما را هم جهت معرفت حق خلق فرموده . اين معرفت ذات محال شد ، بايد خدا را به آثار و افعال شناخته توحيد نماييم كه هر چه صفت كمال در عالم ببينيم به خداوند عالم ثابت نماييم كه اكمل اين صفات بايد در او باشد و صفات رذيله را سلب نماييم كه از اين صفات خداوند عالم منزّه است و عقل ما به آن درجه نمىرسد كه جميع صفات حق را بشناسيم و خداوند عالم تفضلا انبياء [ را ] فرستاده و آنها را برگزيده و از زبان آنها طريق معرفت خود را بيان فرموده و جميع انبياء كه آمدهاند ، حكايت جزو از كلّ نمودهاند . در آن زمان باب معرفت خدا پيغمبران بودند كه هركس در آن زمان بدون معرفت آن پيغمبر عبادتش باطل مىشد چون از صراط مستقيم عبادتش نرفته و جميع موجودات از جن ، انس [ و ] ملك و غير ذلك مكلّف است كه خداوند را شناخته و عبادت نمايند . در اين صورت يك واسطه و رسولى مىبايد بوده باشد كه طريق معرفت حق را به موجودات تعليم نمايد و آن واسطهى شأن و مرتبهاش از اين موجودات عالى باشد تا در جميع عوالم بتواند به همه فيض برساند و نافذ امر باشد و آن واسطه را رسول گويند كه دو جهت داشته باشد ، از يك جهت از مبدأ اعلى اخذ فيض نموده از يك جهت به خلق برساند ، و ذات باريتعالى از مباشرت افعال منزّه و مبرّاست . سوره توحيد دليل است . بر اينكه ذات مباشر نيست و چهار ملك مقرب خلق فرموده كه هريك صفات خداوندى را حامل هستند و مباشراند خلق ، رزق ، موت و حيات از صفات خداوند است . اين چهار ملك كه جبرئيل ، ميكائيل ، عزرائيل [ و ] اسرافيل از اينها ظهور مىشود به اين چهار صفات خداوند است لكن محلّ ظهور از اينها شده پس هرنوعى از مخلوقات يك