حاج محمد تقى جورابچى
30
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى )
فاقد اعتبارند . حاج رضا با اين اميد بيهوده كه وجه بروات را وصول كند ( در 22 ذى الحجه 1327 ق [ 4 ژانويه 1910 م ] ) به استانبول رفت . دو برادر اين سرمايه را به علاوه 1000 تومانى كه خرج زنده كردنش كرده بودند از دست دادند « 1 » . حاج محمد تقى سبب اين زيان را پاى حساب اقبال بد و چشم زخم و حسودى ديگران را مىگذاشت . شايد بتوان اين واكنش او را نشانهاى از ويژگى كلى شخصيت او يا دستكم نشانهاى از جهانبينى ابراز شدهاش بگيريم . در اين واقعه او صرفا خدا را به خاطر سلامت جان خود و خانوادهاش شكر مىكند . اما ، از سوى ديگر ، همين عكس العمل ممكن است براى خوانندگان آينده او همچون وسيلهاى به نظر آيد كه با آن بار ديگر بر ديانت و تقوا ، و توجه بيشتر او به سلامت خانوادهاش به جاى ماديات دنيوى و بر ثبات قدم او در ديندارى تأكيد كند . با اين وجود ، و به موازات خردهگيرىهايش به برخى از بستگان در ناكامىشان در كار تجارت ، حاج محمد تقى فريبخوردگى زيانبخش خودش را كه بطور ضمنى نيز شايد بتوان آن را شاهدى بر علاقه او به ماديات دنيوى دانست ، دست كم گرفته و آن را كمرنگ جلوه مىدهد . حاج رضا در اثناى همان ماجرا تجارتخانهاى در استانبول به راه انداخت و تجارتى پرسود را آغاز كرد - به نحوى كه آنها توانستند ظرف دو سال ضرر وارده را جبران كنند . محاصره تبريز توسط روسها و طرفداران محمد على شاه در طى جنگ داخلى تأثيرى منفى بر ثروت بازرگانان محلى از قبيل خاندان جورابچى گذاشت « 2 » . حتى بازرگانان روس و اروپايى مقيم تبريز هم از حصر تبريز به وسيله
--> ( 1 ) . خاطرات ، صص 211 و 212 . ( 2 ) . در مورد دخالتهاى روسيه در امور تبريز در دوران انقلاب مشروطيت ، از جمله نگاه كنيد به : ادوارد براون ، نامههائى از تبريز ، ترجمه حسن جوادى ، چاپ دوم ، تهران ، انتشارات خوارزمى ، 1361 . همچنين نگاه كنيد به :