بوداق منشى قزوينى
31
جواهر الأخبار ( فارسى )
و به دليل اشتباه كاريهاى خود به پرداخت جرايم نقدى مجبور گشت . بنابراين ، چون طهماسب اول در سال 984 ه . ق . به ديار باقى شتافت ، بوداق منشى براى جبران خسران و محنتهاى گذشته و كسب مقام در تشكيلات ديوانى و خلاصه آنكه دل پادشاه جديد را به دست آورد فرصت را مغتنم شمرده و كتابى را كه از ديرباز و در همان ايام گوشهنشينى به تنظيم و تدوين آن آغاز كرده بود به نام شاه اسماعيل دوم ترتيب داد ، و در عباراتى مداهنهآميز - آن هم سست و غير اديبانه - به ستايش و تمجيد ، و اعزاز و اكرام پادشاه پرداخته است . و از وى انتظار داشته كه بر احوال محنت زده و رنج كشيدهء او بر سر لطف بنگرد و مورد بخشش و الطاف شاهانهء خويش قرار دهد . او در بخش خاتمهء كتاب ، بار ديگر انگيزهء شخصى خود را متذكر شده ، و روى آوردن به تاريخنويسى را بنا بر علاقه و دلبستگى خويش به « فن تاريخ » دانسته است . اما از فحواى عبارات چنين روشن است كه كار وى در همان زمان مورد انتقاد و نكوهش و عيبجويى همكاران و اطرافيان و دوستانش قرار گرفته ، و بنابر گفتهء خودش « در مطالعهء اين نسخه غور مىكردهاند ، و قلم به غرض و بطلان بر آن مىكشيده [ اند ] . . . » . بوداق قزوينى منتقدان و عيبجويان را نام نمىبرد ، اما همهء آنان را مردانى « حاسد » ، « كور باطن » ، « بىانصاف » و « بىقابليت » ياد مىكند . « 1 » گفتنى است ، در حاشيهء بعضى صفحات نسخهء جواهر الاخبار عباراتى كه در انتقاد از مؤلف و كتاب او و يا تصحيح بعضى مطالب همان اثر كه مؤلف به غلط آورده ، وجود دارد . از جمله ، در مورد مطالب فوق ، منتقد گمنام كه به احتمال معاصر با بوداق منشى مىزيسته ، و اثر او را مطالعه كرده ، چنين مىنويسد : « شكوه و گلهء بىجاى مصنف كه در مستجعات و ربط كلام و عبارات بىمزه و عدم مناسبت اشعار مضحك فغان كرده غلط است ، و حق با مردم مشنع است ، اما چون قزوينى است سهل است و الا اكثرش تزريق است ، خصوصا در انشاء و املاء و حكايات بىنسبت به تاريخ » . « 2 »
--> ( 1 ) . جواهر الاخبار ، صص 100 - 102 . ( 2 ) . جواهر الاخبار ، حاشيهء نسخهء خطى ، ص [ 560 ] .