مؤلف مجهول / قدرى

مقدمه 18

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )

« الهى » را به صورت « اللهى » نوشته . هر چند « اللهى » غلط نيست اما منظور نويسنده « الهى » است . نيز « جرأت » ( جرأه ) را به صورت « جرئت » مىنويسد . بعلاوه در سراسر متن « گ » را به صورت « ك » و « چ » را به صورت « ج » و « پ » را به صورت « ب » آورده كه به صورت زير در اين استنساخ و تصحيح آورده شده است : كرفت - گرفت ( b 7 ) بزركى - بزرگى ( b 7 ) . بكفتا - بگفتا ( b 8 ) ، جايكه - جايگه ( a 9 ) ، آكه - آگه ( b 10 ) ، لنكر - لنگر ( a 11 ) ، كهى - گهى ( a 11 ) ، كه - گه ( a 11 ) ، برك - برگ ( a 13 ) ، كرم - گرم ( b 12 ) ، بكويم - بگويم ( a 13 ) ، كفتى - گفتى ( a 13 ) ، كزاف - گزاف ( b 13 ) ، كرد - گرد ( b 13 ) ، كرفتار - گرفتار ( b 14 ) ، جاه - چاه ( b 15 ) ، بانك - بانگ ( a 16 ) ، تنك - تنگ ( b 16 ) ، جاشت - چاشت ( b 12 ) ، جكونه - چگونه ( b 23 ) ، كردون - گردون ( b 26 ) ، كرد - گرد ( a 27 ) ، انكريز - انگريز ( a 31 ) ، بيجم - پيچم ( a 24 ) ، كبيتان - كپيتان ( b 13 ) ، دكر - دگر ( a 3 ) ، كوى - گوى ( a 3 ) ، بكشتند - بگشتند ( a 6 ) ، همدكر - همدگر ( a 6 ) ، جنان - چنان ( b 6 ) ، كر - گر ( b 6 ) ، دكر - دگر ( a 3 ) ، كشاينده - گشاينده ( a 3 ) ، كلستان - گلستان ( b 3 ) ، كرمى - گرمى ( b 5 ) ، آكاه - آگاه ( b 5 ) ، كشت - گشت ( b 5 ) ، جنك - جنگ ( a 6 ) ، فرنك - فرنگ ( a 6 ) ، بكشتند - بگشتند ( a 6 ) ، بناكاه - بناگاه ( a 6 ) ، جون - چون ( b 6 ) ، جنان - چنان ( b 6 ) ، كر - گر ( b 6 ) ، دكر - دگر ( a 7 ) ، ديكر - ديگر ( a 7 ) ، تفك - تفنگ ( a 7 ) . نسخهء « جرون‌نامه » يا « داستان جرون » منظومهء ناقص جرون‌نامه يا داستان جرون سرودهء يكى از شاعران عصر صفوى است كه « قدرى » نام دارد . عنوان اين نسخه خطى به نام جرون‌نامه ثبت و مشهور گشته و معلوم نيست اين نام اولين بار توسط چه كسى بر اين منظومه اطلاق شده است . قدرى سرايندهء اين منظومه تنها در يك مورد نام اثر خود را معرفى كرده و آن را داستان جرون مىخواند :