پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )

43

جنگهاى ايران و روم ( فارسى )

وقتى « آريوبيندوس » شنيد كه قباد با تمامى قشون خود حركت كرده است اردوگاه خويش را ترك گفت و با لشكريان خود به طرف « كنستانتينوس » فرار كرد . ديرى نگذشت كه سپاهيان ايران به محل اقامت آنها رسيدند و چون اردو را خالى يافتند ، دست به غارت گشودند و همهء تنخواهى را كه روميها با خود آورده بودند تصاحب كردند و از آنجا به شتاب در پى ساير دسته‌هاى سپاه روم شتافتند . اتفاقا لشكريان « پاتريسيوس » و « هىپاتيوس » در سر راه خود به يكعده هشتصد نفرى از سپاهيان هياطله رسيدند كه پيشاپيش سپاهيان ايران حركت مىكردند . روميها با آنها جنگيدند و همهء آنها را به هلاكت رسانيدند و چون ديگر خبرى از قباد و لشكر وى نشد ، به تصور آنكه سپاه ايران منحصر به همين عده بود و پيروزى نصيب آنها شده است ، دست از احتياط كشيدند و بىباكانه در محلى اردو زدند و هنگام نيمروز مشغول تهيهء غذا گرديدند . در نزديكى اردوگاه آنها جوى آبى روان بود و جمعى از روميها قطعات گوشتى را كه مىخواستند بخورند در آب مىشستند و برخى ديگر از شدت گرما لخت شده مشغول آب‌تنى بودند و در نتيجه آب نهر گل‌آلود مىگرديد و به سوى پائين مىرفت . قباد كه از كشته شدن هياطله آگاه گرديده بود به شتاب تمام به جلوگيرى دشمن مىرفت چون آب گل‌آلود رودخانه را در راه ديد ، حدس زد كه روميها به استراحت پرداخته‌اند و آمادهء جنگ نيستند و بنابراين به لشكريان خويش فرمان داد كه به سرعت هرچه تمامتر حركت نمايند . ديرى نگذشت كه سپاهيان ايران به اردوى روميان رسيدند و در حالى كه آنها مشغول صرف غذا و استراحت بودند بناگاه بر سر ايشان تاختند . روميهاى وحشت‌زده ديگر در انديشهء پايدارى يا دفاع از خود نبودند و در همان حملهء اول جملگى پا به فرار گذاشتند و بعضى دستگير شده و به قتل رسيدند و برخى ديگر به تپه‌هاى مجاور پناهنده شدند و از فرط اضطراب