پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )

33

جنگهاى ايران و روم ( فارسى )

و هر زمان كه وى به زندان مىآمد با نگاهى پر از مهر به او مينگريست . همسر قباد كه از موضوع آگاه گرديده بود ، شوى خود را از اين امر مستحضر گردانيد . ليكن قباد به وى دستور داد كه با زندانبان به طريق مماشات رفتار نمايد و ميل و علاقه او را بيشتر برانگيزد . در نتيجه زندانبان با زن انس گرفت و رفته رفته آنقدر گرفتار عشق وى گرديد كه به او اجازه داد هر وقت مىخواهد بىهيچ مانع و اشكالى به نزد شوهر برود و هر كارى كه او در بيرون زندان دارد برايش انجام دهد . از قضا يكى از بزرگان ايران موسوم به « سوخرا » « 1 » علاقه و مهر خاصى به قباد داشت و غالبا در اطراف زندان وى رفت‌وآمد مىكرد و منتظر فرصت مناسبى بود تا تدبيرى بينديشد و وسيلهء رهائى او را فراهم سازد . عاقبت يك روز به وسيلهء همسر قباد براى او پيغام فرستاد كه در نقطهء معينى در نزديكى زندان اسبى و غلامى و وسايل ديگرى كه براى فرار لازم است آماده ساخته است و هر وقت بتواند از زندان قدم بيرون نهد به آسانى خواهد توانست راه فرار پيش گيرد . بالاخره يكروز همين كه سياهى شب ظاهر گرديد قباد جامهء همسرش را پوشيد و لباس خود را بر تن او كرد و او را به جاى خويش در زندان گذاشت و با كمال آرامى از زندان خارج گرديد . نگهبانان به گمان اينكه وى همان زنيست كه هر روز به زندان رفت‌وآمد مىنمايد متعرض او نگرديدند و بامدادان هم كه زن را در جامهء شوهر ديدند او را خود قباد پنداشتند و روزى چند در اين اشتباه باقى بودند و در عرض اين مدت قباد راهى طولانى پيموده بود . پس از كشف قضيه درست نمىدانم با آن زن چه معامله كردند و او را چگونه كيفر دادند ، زيرا روايات ايرانيها در اين خصوص مختلف است و

--> ( 1 ) - Seoses