محمد مفيد مستوفى بافقى
558
جامع مفيدى ( فارسى )
تنگ شد از وسعت آنها زمين * رفعتشان غيرت چرخ برين و بنا بر آنكه حكيم على الاطلاق از دار الشفاى « و يشف صدور قوم مؤمنين » كليات شفاء مرضى بستر حرمان را به حذاقت طبيب لبيب مرحمت آن جناب تفويض فرموده و اسباب حصول اغراض معلولان مختلف المزاج را به انفاس عيسوى اقتباس عاطفتش حواله نموده بود ، در جنب « مدرسهء ركنيه » « دار الشفايى » در كمال تكلف و تزيين ساخته و پرداخته نسيم عنبر بيزش مانند دم مسيحا روح پرور و خاك مشك - آميزش چون هواى ارديبهشت روح گستر و اطباى مسيحادم خضر قدم از صبح تا شام در آن خجسته مقام به معالجهء مرضى و تداوى امراض غربا و فقرا قيام و اقدام مىنمودهاند . الحال آن عمارت حكم ساير عمارات دارد و از مفارقت آن طايفه خاك ناكامى بر سر مىكند . و چون آن سيد عالى نسب از ساختن عمارات فارغ گرديد به حسب تقدير مفتح - الابواب تزلزل در بنيان قصر حياتش افتاد و اطبا از معالجه [ 32 ب ] عاجز آمده مرغ روح شريفش از تنگناى قفس قالب به فضاى عالم ارواح طيران نمود و آن واقعهء عظمى در شهور سنهء اثنى و ثلثين و سبعمائه اتفاق افتاد . نعش مغفرت اندازهاش را در « مدرسهء ركنيه » به خاك سپردند . بقيهء احوال اختر نوربخش برج سيادت و ديندارى و گوهر درج سعادت و بزرگوارى امير شمس الدين محمد و انتقال آن حضرت از دار ملال به سراى آن جهانى سابقا رقمزدهء كلك وقايع نگار گرديده كه آن جناب حسب الفرمان پادشاه سعيد سلطان ابو سعيد بر مسند صدارت قرار يافت و آوازهء ابهت و عظمتش در ربع مسكون شايع گرديد و دلهاى خاص و عام به محبتش مايل شد . در سنهء سبع و عشرين و سبعمائه امر فرمود تا در دار العبادهء يزد در « محلهء چهار منار » طرح مدرسه و دار السياده و بازار و حمام و كاروانسرا انداخته تمامى به طلا و لاجورد و كاشى تزيين نمودند و