محمد مفيد مستوفى بافقى
556
جامع مفيدى ( فارسى )
آن شهسوار گرم عنان بلند سير * كزنه اديم چرخ دوال ركاب ساخت صلى اللّه على محمد المختار و آله الاطهار نموده به سعادت تقبيل عتبهء عليهء نبويه مستسعد گشت ، شعر : اى خاكبوسى درت مقصود هر صاحب دلى * بردن به خاك اين آرزو مشكلتر از هر مشكلى بعد از فراغ از آداب مراسم زيارت عنان عزيمت به جانب وطن مألوف انعطاف نمود و چون به حوالى بلدهء جنت صفات يزد رسيد سادات و قضات و اكابر و اشراف رسم استقبال به جاى آورده بعد از هديهء دعا گفتند ، شعر : امروز بخت نيك بشارت رسان ماست * اقبال را به پردهء اميّد صد نواست روزيست اينكه دل به هزاران دعاش جست * عيديست اينكه جان به هزار آبروش خواست چون سيد ركن الدين محمد چند روزى از رنج راه آسوده گشت معمار همت بلند نهمتش به ساختن عمارات خير و اجراء قنوات اقتضا نمود و نخست امر كرد تا در « فراشاه » قناتى جارى نموده چند آب از سهام قنوات ديگر به عنوان ملكيت خريدارى كرده به يكديگر ممزوج ساختند و از ميان شهر و محلات [ 31 الف ] در مسجد جامع آورده از آنجا به « مدرسهء ركنيه » و « ميدان وقت [ و ] ساعت » گذرانيده از « درب كوشكنو » بيرون برد و به خانهء محمد يعقوب معلم خود جارى ساخت و آن را « آب وقفاباد » نام نهاد . و بعد از آن « حمام سوچه » و « خان ندّافان » بساخت ، و بر بيرون « درب كوشكنو » مدرسه و خانقاه و مصنعه و بازارى مشتمل بر دكاكين بسيار ساخت . و در اندرون « دروازهء كوشكنو » دو حمام يكى به رسم رجال و ديگر به جهة نسا و خانقاه و بازارى بنا نهاده به اتمام رسانيد . و در « سر ريگ » دو كاروانسرا يكى مشهور به « خان نو » و ديگرى موسوم به « خان چهانوك » و بازارى مشتمل بر دكاكين ساخت و