محمد مفيد مستوفى بافقى

549

جامع مفيدى ( فارسى )

قلعه جارى ساخت و باغات و بساتين احيا نموده چهل نفر را در آنجا به توطن امر فرمود و به جهت هر يك مرسوم و مواحب مقرر داشت و قرى و مزارع و بساتين خريدارى كرده بر آن وقف ساخت و مقرر كرد كه حاصل آنها صرف [ 26 الف ] اطعام فقرا و ابناء السبيل گردد و موقوفاتى كه مقرر كرده بود در كتابه مسطور و مرقوم گردانيد . در تواريخ مبسوطه مسطور و مرقوم است كه آن حضرت بقيهء آن روز و آن شب در آن مكان توقف نمود و بامداد كه كبوتر سفيد بال صبح از آشيانهء سپهر پر زدن گرفت و زاغ شب سياه فام عنقا صفت از نظر پنهان شد ، نظم : به فال همايون چو طاوس مهر * خرامان شد اندر رياض سپهر آن جناب پاى مبارك به ركاب سعادت در آورده عنان عزيمت به جانب آذربايجان انعطاف فرمود و در مدت شش روز از يزد به اوجان رسيده در منزلى قرار گرفت . در آنوقت پادشاه سعيد سلطان ابو سعيد در اوجان بر سرير سلطنت متمكن و آوازهء عدالتش در اطراف و اكناف جهان منتشر گرديده بود و آن حضرت چنان پادشاهى بود كه عنان تسخير بر سر توسن سبز خنگ فلك كرده و كمند تصرف در گردن روزگار سركش افكنده ، از بيم آتش شمشير برق آثارش باد را زهرهء آن نبود كه مخالف صورت راستى تواند وزيد و از هيبت سنان [ 26 ب ] جان ستان صاعقه - كردارش آب قوت آن نداشت كه بر روى خاك كج تواند رفت ، شعر : جهان را خلعت امن آن چنان داد * تيغ كه از ننگ عريانى شد آزاد ز عدلش جان مظلومان سحرگاه * فرامش كرده تيراندازى آه و مسند وزارت اعظم به وجود فايض الجود دستور نصفت آثار و وزير عدالت - شعار خواجه غياث الدين محمد بن خواجه رشيد الدين فضل اللّه آرايش داشت . آن