محمد مفيد مستوفى بافقى
538
جامع مفيدى ( فارسى )
ارادهء ازلى به آن تعلق گرفته كه درين نزديكى به عالم آخرت شتابى و منكوحهء تو به عقد ازدواج من قرار يابد و از وى پسرى متولد گشته به سر اللّه موسوم گردد و اين زمان آن نطفه در پشت من بذكر الهى اشتغال دارد . خطيب در همان روز بر بستر بيمارى افتاده بعد از سهروز به عالم عقبى شتافت . بعد از انقضاى مدت زوجهء خطيب در حبالهء نكاح سيد درآمده از وى پسرى متولد گرديد و حسب الاشاره ملقب به سر اللّه گرديد . آنجناب بعد از مدتى از كازرون به دار العبادهء يزد تشريف آورده در سنهء ثلث و ثلثين و سبعمائه در « كوچهء ديگ بندان » طرح مسجد عالى انداخته در جنب مسجد به جهت مدفن خود مقبره بساخت و صفه و طنبى نيكو ساخته پنجرهء آهنين به طرف شارع نصب نمود و به ارشاد خلايق مشغول گرديد [ 18 الف ] . [ نقل است كه ] چون شيخ نظام الدين دهلوى كه [ از ] اولياى وقت و مقتداى عصر بود و امير خسرو دهلوى دست ارادت به دامن شيخ زده بود و شيخ نظام الدين با سيد روح اللّه معاصر و فيما بين ايشان محبت بسيار بود ، سيد مكتوبى به شيخ نظام الدين نوشته از رحلت خود اظهار نموده بود و آن نامه را به مريدى داده به طرف دهلى فرستاد و چون در دهلى قاصد به خدمت شيخ نظام الدين رسيد مكتوب را سپرد و بعد از دوروز التماس نوشتن جواب نمود . شيخ نظام الدين دست آن شخص را بدست گرفته فرمود كه نظر كن آن شخص چون نظر كرد جمعى را ديد با جنازه و مصاحف و علم بسيار در « مدرسهء ركنيه » كه واقع است در دار العبادهء يزد . آنگاه شيخ نظام فرمود كهاين جنازهء سيد روح اللّه است كه از دار غرور بسراى سرور انتقال فرموده و آن شخص را رخصت مراجعت داد . چون مريد به يزد رسيد و حقيقت رحلت سيد براو ظاهر گرديد موافق تاريخى بود كه در دهلى مشاهده نموده بود . وفات آن سيد بزرگوار در سنهء سبع و ثلثين و سبعمائه بوده .