محمد مفيد مستوفى بافقى

526

جامع مفيدى ( فارسى )

* * * بر مراياى خاطر حقايق مظاهر بينادلان روشن روان حقيقت اين بيان ظاهر و مبرهن خواهد بود كه از به دو ظهور عالم تكوين و ايجاد تا اختتام جهان كون و فساد هر موجودى كه از كتم عدم قدم به سراى [ 7 ب ] وجود نهاده چند روزى برسم عاريت درين منزل فانى اقامت نموده به حكم كريمهء « ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » به خانهء اصلى مراجعت فرموده و جمعى را كه رايحهء گلشن تحقيق به مشام جان رسيده باشد معلوم است كه دنياى دنى در نظر بالغ‌نظران نفوس قادسه سجنى است مظلم كما ورد فى الحديث « الدنيا سجن المؤمن و جنة الكافر » و تنگناى پيكر هيولائى بر طاير قدس آشيان روح قفسى است تنگ فضا و مقاميست ظلمت‌افزا ، درين صورت نفوس كامله را مفارقت قالب عنصرى استخلاصى است از وحشت‌آباد زندان و خلاصى است از قفس تنگ ابدان . ملخص كلام آنكه در سنهء اربع و عشرين و اربعمائه امامزادهء ولايت مرتبه را شوق ملاقات آباء عظام كه انجمن آرايان محافل ملكوت‌اند غالب گشته روح قدسى - فتوحش به حظاير قدس ارتحال فرمود و حسب الوصية جسد مطهرش را قريب به مدفن شير مدفون ساختند و بعد از زمانى كه حرم عفت خيمش به جهان باقى شتافت پيش روى آن حضرت در حجلهء تراب نقاب احتجاب بر چهره افكند . در سنهء ست و سبعين و سبعمائه صاحب‌اعظم خواجه ابو اسحق بن خواجه حسن ساروج خوارزمى قبر منور آن امامزادهء اطهر را [ 8 الف ] كاشى نمود و سنگى كه تاريخ رحلت آن سرور بر آن ثبت نموده بودند برداشته لوح كاشى به جاى آن نصب نمود و آيات بينات كلام ملك علام « انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت يطهركم تطهيرا » برآن نقش كرد و بالفعل به حالت اصلى باقيست و معمار همت عالى نهمت مرتضى الطف امير معين الدين اشرف ساباطى بلند اساس كه با محدب فلك زحل مماس بود بر در مزار جنت آثار بنا نموده وقايع آن نقاوهء طاهرين را بر كتابه نقش نمود . و در ثمان و تسعين و سبعمائه امير بىنظير امير صدر الدين قنبر وزير قطعه