محمد مفيد مستوفى بافقى
69
جامع مفيدى ( فارسى )
بر « [ باغ ] گلشن » كه نمونهاى از ارم است بال اقبال گشاده آنمنزل جنت آيين از فر وصول خسرو ظفرقرين رشك روضهء جنان گرديد . شاه خليل اللّه زبان بثناى پادشاه والاجاه برگشاد و مضمون اين ابيات [ 59 الف ] بأدا رسانيد ، نظم : كه اى صاحبقران دادگستر * بفرمان تو بادا هفت كشور غمين باد آنكه او شادت نخواهد * خراب آنكس كه آبادت نخواهد و جشنى بزرگانه ترتيب داده طوئى كرد كه شيرهء فيروزهفام سپهر بكاسهء سيمين ماه و صحن زرين مهر مزين گشته زهرهء خنياگر مثل آن نديده بود و پرتير صايبتدبير را نظير آن هرگز در ضمير نگذشته و پيشكشهاى لايق كشيد و چندان زر و دينار و گوهر نثار نمود كه هريك از حضار را مبلغى كرامند رسيد و هر كس از آحاد ملازمان جوهر به من و زر بدامن كشيد تا جوهرى فلك جواهر زواهر انجم را برطبق زبرجدنگار فلك جلوه داده به صفا و روشنى آن لآلى آبدار نديده و تا دايهء دريا در يتيم را در مهد صدف پرورش فرموده غواص بصيرت نظير آن گوهرهاى يك دانه مشاهده ننموده . و پس از چند روز كه آنمنزل بهشت منزله محل استراحت جمشيد فرخنده راى بود به « باغ عيشآباد » ارم بنياد تشريف فرمود و در آن باغ از فر شكوه آن حضرت ميامن مقدم فرخنده بزم عيش گشت و جشنى پادشاهانه ترتيب داده شد ، شعر : چون ميسر شد آنچه [ 59 ب ] دل مىخواست * شاه بنشست و بزم عيش آراست ساقيان ماه رخسار و دختران زردشتىنژاد شيرينگفتار بادههاى تلخ خوشگوار درداده مغنيان خوشآواز نغمهپرداز زبان باداى اين سرود برگشادند ، نظم : زمين خرم است و زمان شادمان * بفيروزى شاه صاحبقران جهاندار دريادل دادگر * كزو گشت پيدا بگيتى هنر بماناد جاويد در عز و نار * بكام دل دوستان سرفراز