محمد مفيد مستوفى بافقى

66

جامع مفيدى ( فارسى )

سحر آثارش رقم مانى و ارژنگ را بر طاق نسيان نهاده و طاقى كه با فلك الافلاك دم مساوات مىزند دروازهء دولتخانه قرار داده و نجاران هنرمند دروازه‌اى عالى ترتيب داده‌اند ، و آن‌منزل مرغوب به « عباسيه » موسوم گشت . و همچنين در فضاى وسيع ، جلوخان و ميدانى طرح انداخته اطراف آن را صفه‌ها و ايوانها ساخته در هر ضلعى طاقى در نهايت ارتفاع و استحكام باتمام رسيده است و در برابر ميدان تالارى در غايت بلندى و ارتفاع كه با قصر ناهيد برابرى ميكرد ساخته بوده كه هرصبح و شام صداى نقاره و نفير به گوش ساكنان فلك اثير ميرسانيده‌اند . و الحال دولتخانهء عباسيه و ميدان و غيره به ارث شرعى بعالى حضرت اكابر ملاذى شهريار - الزمانى مير ميران كه دوحهء چمن‌سرورى و نور باصرهء كرامت و دين‌پرورى است انتقال يافته و آن حضرت نيز در آن‌منزل بهشت رتبه عمارات بسيار احداث فرموده و طوطى طبع يكى از ناظمان مناظم سخنورى در توصيف عمارت عباسى به اين ابيات مترنم گشته ، نظم : زهى نهاده سپهرت سراى دولت نام * سعادت ابدى سدهء تو كرده مقام سراچه‌هاى بهشت ارچه دلگشا باشد * فضاى صحن وسيع تو مىبرند به وام ز روشنى و صفا نزد عقل ميزيبد * سواد قاعدهء آب را بياض غلام چو خاك تيره شود خوار مشك تاتارى * اگر بباد دهد بوى ساحت تو مقام غلام‌وار زمين بوسه مىكند هردم * علو سقف ترا آسمان مينافام خجسته بادى و فرخنده بر جهان كمال * ملاذ و ملجاء ايام و كامكار انام « 1 » ذكر احوال اولاد امجاد نواب قدسى القاب ولايت دستگاه سالك مسالك اهل عرفان امير غياث الدين محمد مير ميران بر سبيل ايجاذ و اجمال بخشندهء بىمنت و واهب المواهب بىضنت تعالى شأنه [ 57 الف ] جهان‌بين آن حضرت را بديدار چهار قرة العين اوج كرامت و ولايت روشن ساخته بود و اسامى ايشان اين است : شاه نعمت اللّه ، شاه غياث الدين منصور ، شاه خليل اللّه ، شاه سليمان ميرزا . و چون

--> ( 1 ) - پايان حاشيهء 55 ب تا 56 ب .