محمد مفيد مستوفى بافقى

42

جامع مفيدى ( فارسى )

بر ضماير هوشمندان آگاه و باريك‌بينان عالم انتباه پوشيده و پنهان نخواهد بود كه افاضل مورخين در مؤلفات صحت قرين بسيارى از خوارق عادات آن نير سپهر سعادت و سرورى را مرقوم و مسطور گردانيده بمسامع دورونزديك رسانيده‌اند . مسود اين صحايف بعضى از آنها را در مقام خود تحرير نموده حالا به همين دو نقل كه يكى صاحب « مجالس المؤمنين » آورده و يكى ديگر مولانا صنع اللّه نعمت اللهى بيان كرده اكتفا مينمايد . بدان اى عزيز ، كه صاحب « مجالس المؤمنين » بر صفحهء بيان نگاشته كه در آن‌وقت كه دست عنايت ازلى ابواب ولايت لم يزلى بر روى روزگار سعادت آثار آن مظهر الطاف الهى برگشود خاقان مغفور سلطان شاهرخ [ 35 الف ] كه پادشاه اكثر معمورهء جهان بود نسبت به آن حضرت در مقام امتحان درآمد ، زيرا كه بعرض او رسانيده بودند كه آن‌جناب فرموده ، نظم : گر شود خوان دو عالم مال مال * كى خورد مرد خدا الا حلال بنابرآن جناب ولايت‌مآب را تكليف به منزل خود به جهت ضيافت فرمود و خوانسالار را امر فرمود تا بره‌اى بعنف و تعدى از شخصى گرفته به جهت سيد طعامى ترتيب نماى . خوانسالار بره‌اى از عورتى عاجزه بظلم گرفته بمطبخ رسانيد و بعد از ورود آن سلطان كرامت و ولايت طعامى ترتيب داده . در وقت كشيدن شيلان سلطانى بمجلس حاضر ساخته آن‌جناب با پادشاه از طعامى كه از گوشت بره عاجزه بود تناول نمود . پادشاه از حضرت كرامت دستگاه سؤال كرد كه شما ميفرموديد كه نميخورم الا حلال ، و حال آنكه اين بره را بفرمودهء من از عاجزه‌اى گرفته‌اند و كيفيت را از اول تا انتها بيان نمود . سلطان طريقت فرمود بهتر از اين تحقيق بايد كرد . بفرمان سلطان [ 35 ب ] ضعيفهء صاحب بره را حاضر ساختند و از او پرسيدند كه اين بره را كجا ميبردى و از كجا مىآوردى ؟ پيره - زن گفت كه من عورتىام بيوه و رمهء گوسفندى از شوهرم به من رسيده ، و پسرى دارم كه در اين هفته گوسفندى چند به سرخس برده بود . خبرهاى ملال‌انگيز در