محمد مفيد مستوفى بافقى
38
جامع مفيدى ( فارسى )
سلطان رسانيد ، خاقان مغفور متردد خاطر گشت كه آن وجه را بازيافت كند يا معاف دارد . [ 31 ب ] در اين باب با مهد عليا گوهر شاد آغا - كه عاقلهء زمان و ملكهء جهان و حرم محترمش بود - قرعهء مشورت در ميان انداخت . مهد عليا فرمود كه اى پادشاه صاحب جاه ، از آن انديشه نماى كه تا دامن آخر زمان مردمان مذكور سازند كه سلاطين هند آن مقدار تحفه به جهت سيدى فرستاده بودند كه خاقان زمان از سر تمغاى آن نتوانست گذشت . چون پادشاه اين سخن شنيد فرمانى باسم حاكم كرمان فرستاد كه طلب تمغا ننمايند . و همچنين بعد ازين سلاطين هند ديگربار تحفهاى از سابق لايقتر و بىشمارتر به خدمت آن حضرت فرستادند . آورنده آن را در ميان رودخانهء ماهان برابر خانقاه گذاشت . چون حضرت شاه در خلوت بود احدى را ياراى آن نبود كه بعرض رساند . بعد از سه روز آن حضرت از خلوت بيرون آمده نظرش بر آنها افتاده احوال پرسيد . حقيقت عرض كردند و قيمت تحفها و ارمغان كه خراج اقليمى ميشد مذكور ساختند . حضرت ولايت منزلت فرمود تا آنها را [ 32 الف ] سه حصه كردند موافق . و گفت يك حصه به حضرت خاقانى ميرزا شاهرخ دهيد كه لشكر او بسيار است - صرف لشكر نمايد ، و حصهء ديگر بخليل اللّه دهيد كه او جاه دوست ميدارد ، و حصهء سيوم صرف اخراجات آستانهء ماهان نمائيد . و يك ذرع كرباس بر روى بارها بود برداشته فرمود كه درويشان هم عرقى خشك كنند . ذكر ارتحال و انتقال حضرت كاشف اسرار ازلى شاه نور الدين نعمت الله ولى از اين خاكدان بروضهء رضوان و مقام جاودان بر ضمير مهر تأثير طالبان مطالب اخبار عترت نبويه و خاطر آفتاب تنوير سالكان مسالك آثار عشيرت مصطفويه عليه و عليهم افضل الصلوات و التحية مختفى و محتجب نماند كه چون سن شريف آن حضرت بيكصد و چهار سال رسيد برحسب تقدير پادشاه قدير رحلت آن حضرت ولايت منقبت از خاكدان محنت برياض