محمد مفيد مستوفى بافقى
509
جامع مفيدى ( فارسى )
[ 371 الف ] درويش على خان از طبقهء اتراك است و درويشى مجذوب بود و از وى كرامات و خوارق عادات ظهور مىنمود و قريب بيست سال در خطهء يزد بوده اكثر اوقات در مزارات متبركات به سر مىبرد و از كسى چيزى طلب نمىكرد و پيوسته به سر كارد در نهايت خوبى آيات قرآنى و احاديث حضرت نبوى صلواة اللّه و سلامه عليه بر در و ديوار نقش مىكرد . در آن حين كه خسرو سكندر آيين عليين آشيان خاقان فردوس مكان ابو المنصور سلطان شاه صفى انار اللّه برهانه سرير سلطنت را خالى نموده عازم مملكت بقا گرديد و سرپنجهء قدرت قادر كن فيكون مقاليد خلافت ربع مسكون به مقتضاى « إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ » به قبضهء درايت خاقان سپهر منزلت خورشيد رتبت قدر قدرت قضا صولت خلاصهء ملوك عالم زبدهء سلاطين بنى آدم شاه عباس ثانى بهادر خان داده ماهيچهء رأيت ظفر آيتش از مشرق عظمت طلوع كرد و هنوز اين خبر انتشار نيافته بود و به غير از خواص بر اين معنى مطلع نبودند يكى از ارباب جاه و جلال كه به سرّ كار آگاه شده بود درويش على خان را ديده مىگويد كه از خسرو ايران چه خبر دارى . [ 371 ب ] درويش روشنضمير به نور كرامت دريافته زبان به اداى اين مقال مىگشايد ، بيت : يتيمى كه ناكرده قرآن درست * كتب خانهء هفت ملت بشست اگر اصحاب تفكر تأمل نمايند بكنه سخن او خواهند رسيد كه شاهنشاه قضا فرمان در سن طفوليت در مسند خلافت و گيتىستانى متمكن گرديد و پادشاهان جهان سر بر خط فرمان و متابعتش « 1 » نهادند و آفتاب راى گيتىگشاى آن حضرت از افق حشمت نورافشان شده ولايت شرق و غرب را كواكبآسا معدوم و ناپيدا ساخت و حقيقت اينكه ، شعر : چو خورشيد بردارد از رخ نقاب * ستاره نهان گردد اندر حجاب به وضوح پيوست .
--> ( 1 ) - اصل : مطابعتش