محمد مفيد مستوفى بافقى

504

جامع مفيدى ( فارسى )

بدان اى عزيز كه چون سخن [ 366 ب ] بدين مقام رسيد طوطى بنان از تحرير باقى اعراض كرده در بيان احوال ديگران به ترنم درآمد . مرحوم خواجه على اكبر طراح به صنوف كمالات انسانى و فصاحت و خلق اتصاف داشت و به اوصاف ارباب عرفان و تحقيق و استسعاد به سمات اصحاب ايقان و توفيق خيرات و مبرات امتياز تمام داشت . در بدايت حال به مقتضاى ايام شباب پيوسته به اسباب بهجت و مسرت پرتو التفات بر عيش و عشرت مىانداخت و در بزم امانى و شادمانى مىنشست و نواى مطربان خوش‌الحان زمزمهء طرب و شادمانى در عشرتگاه ناهيد مىرسانيد . ناگاه ابواب عنايت ربانى بر روى روزگارش مفتوح گرديد و دست در دامن توبه و انابت زده روى به طاعت و عبادت آورد و به خيرات و مبرات راغب گشته در « محلهء شاه ابو القاسم » مصنعه بنا نمود و از عين فيض بحر موهبت الهى به سعى آن‌جناب مصنعه‌اى ساخته گشت كه رياض [ 367 الف ] آمال تشنگان باديهء غوايت تازه و سيراب گرديد و خواجهء موفق شكر فياض على الاطلاق به‌جاى آورد . آنگاه روى ارادت به آستان ملايك‌آشيان ، شعر : على عالى الشان مقصد كل * بذيلش جمله را دست توسل جبين‌آراى شاهان خاك راهش * حريم قدس دور بارگاهش ولايش عروة الوثقى جهان را * به دو نازش زمين و آسمان را آورد و رحل اقامت گسترد و در آن مكان سعادت‌نشان به طاعت و عبادت حضرت ذو المنن و اقامت وظايف صيام و قيام و هرگونه فرايض و سنن مىپرداخت تا وقتى كه جهان فانى را وداع كرده روى به عالم باقى آورد و در ارض مقدس نجف