محمد مفيد مستوفى بافقى
497
جامع مفيدى ( فارسى )
حسنه شهابا مولانا عبد اللّه خلف ارجمند سعادتمندش كه به محاسن آداب و مكارم اخلاق موصوف و به صفت ديندارى و پرهيزگارى معروف و سيماى نجابت ذاتى از ناصيهء خجسته اثرش هويدا و علامات سعادت دوجهانى از جبين مبيناش پيدا بر مسند توليت شرعى نشانيد و زمام رتقوفتق و حل و عقد و بسط و گشاد سركار فيض آثار خانهء معبود در قبضهء اقتدار ولد رشيد كامكار گذاشته جهان فانى را وداع كرده [ 360 الف ] روى به عالم باقى آورد و چون آنجناب معالى قباب حسب الارث و الاستحقاق بهجاى آباء عظام و اجداد وافر احترام قرار گرفت نهال قامت با استقامش از جويبار رحمت الهى سركشيده سايهء مرحمت بر مفارق زهاد و عباد گسترده همت عالىنهمت بر تعمير و رواج و رونق آن بقعهء رفيعه گماشته در شهر و بلوكات املاك و رقبات بىشمار خريده و اجراى قنات عباسآباد حوالى مهريجرد نموده داخل موقوفات سركار مزبور نمود و به نوعى سعى و اجتهاد كرد كه زياده بر آن مقدور اهالى روزگار سابق و لاحق نبوده و نخواهد بود . للّه الحمد و المنه كه بسعى آن عالى وقار الحال در كمال رونق و حاصل موقوفات آن به موجب شروط واقفين به مصرف رسيده دقيقهاى فوت و فروگذاشت نمىشود . بر اذكيا پوشيده نماند كه پادشاه بىولد آن عالى حسب را خلف ارجمندى كرامت فرموده موسوم به مولانا اسحق كه نجابت ارثى [ 360 ب ] با كمالات مكتسبى جمع نموده و به حدّت طبع و جودت ذهن و مكارم اخلاق و محاسن آداب سرآمد ابناى روزگار است و پيوسته نقش رضامندى والد عالىمقدار بر لوح ضمير نگاشته به ضبط و نسق املاك و رقبات سركار فيض آثار مسجد مباركه قيام و اقدام نموده متوجه احوال ضعفا و مستحقان و فقرا مىشود و همگى را به درم و دينار خوشدل مىسازد . و عاليجناب شهابا عبد اللها در « باغ باحرز » « 1 » كه به ارث شرعى به او انتقال يافته بود عمارات عالى اساس ساخته در تزيين و تكلف آنها و آبادانى آن سعى جميل بهجاى آورد . چگويم از صفا و زينت و نزهت آن ساحت جنتنشان . اگر خور العين
--> ( 1 ) - درين مورد نسخهء وزيرى نيز « باحرز » است .