محمد مفيد مستوفى بافقى
478
جامع مفيدى ( فارسى )
محسود اماثل و اقران گرديد و مرتبهء او از مراتب اقربا و اخوان درگذشت و نخست به خدمت كركراقى به خطهء يزد آمده مدت چند سال در كمال استقلال بدان مهم قيام و اقدام نموده رايت اعتبار در امر امانت و ديانت برافراخت و انوار حسن سلوك و سعى او در هرباب به پيشگاه خاطر خاقان وافر احتشام روشن گشته به نوازشات شاهانه و الطاف خسروانه سربلند گرديد . تا آنكه از مهم مزبور استعفا نموده روى اميد به آستان ملايكآشيان گذاشته در اندك زمان در سلك مقربان بزم اختصاص و در زمرهء امراء كبار انتظام يافته پاى بر ذروهء جاه و جلال نهاد و مهم قيجاجى سركار خاصه و ملك التجارى ممالك محروسه به قبضهء اقتدار و يد اختيارش درآمد . همچنين در اوايل سلطنت و فرمانروائى پادشاه جمجاه ملايك سپاه ، سزاوار تشريف خلافت و جهاندارى ، شايستهء سرير سلطنت و كامكارى ، رافع لواى عدل و احسان ، مظهر قدرت رحيم رحمان سلطان شاه صفى موسوى بهادر خان پرتو الطاف شاهنشاهى بر وجنات احوالش تافته به ايلچيگرى هندوستان مأمور گرديد ، [ 342 الف ] رباعى : هركس كه ز فضل ايزدى بهرهورست * بر چهرهء او ز نور دانش اثر است اندر نظرش عروس اقبال ظفر * هردم به بهانهء دگر جلوهگر است و آنجناب حسب الفرمان لازم الاذعان جهانمطاع به حشمتى كه چشم زمانه شبيه و مانند آن نديده اعلام توجه مرتفع ساخت و پس از وصول به ولايت هند به نوعى در اداء رسالت قيام نمود كه دستور العمل ايلچيان عظيم الشأن گشت و بعد از مراجعت و تقبيل قوايم سرير خلافت خدمات شايستهء او در نظر پادشاه هفت كشور درجهء استحسان يافته فرق افتخار و مباهاتش را به انعام افسر زرنگار و خلع فاخره به اوج سپهر دوار رسانيده مشمول عواطف بىدريغ ساخت . و هم در آن ايام منصب جليل المرتبهء وزارت دار السلطنهء اصفهان را در عهدهء اهتمامش فرمود و آن وزير عدالت تمكين به تمهيد بساط عدالت و انصاف و رفع رسوم