محمد مفيد مستوفى بافقى

475

جامع مفيدى ( فارسى )

[ 339 الف ] اقبال‌پناه ميرزا اسحق بيك المخاطب به خطاب « حقيقت خانى » آن‌جناب از اولاد سلاطين و ميرزاده‌هاى دودمان آق قوينلو و بايندرى است و چنانچه در كتب مبسوطه مسطور است كه در شهور سنهء اثنى و ثمانين و ثمانمائه كه معز السلطنه ابو النصر امير حسن بيك مشهور به حسن پادشاه وداع تاج و تخت نموده به بلاد عقبى شتافت فتور تمام به احوال آن دودمان راه يافته هريك از فرزندان و اقوام آن امير عدالت‌گستر به قطرى از اقطار رفتند جد اعلى آن‌جناب و حضرات بايندرى با بعضى از فرزندان و اقوام به الهام ملهم غيبى به دار العباده توجه نموده در « محلهء اهرستان » كه در لطافت هوا ثانى اثنين فردوس برين است رحل اقامت گسترده پاى در دامن فراغت كشيد و به جهت اين عاقبت‌انديشى آفتاب عنايت پادشاهان سكندر مكان فريدون حشمت دارا كياست صفوى بر وجنات احوال آن طبقهء جليله تافته همگى را به سيورغالات و تيولات و انعامات سرافراز فرموده در تعظيم و تكريم ايشان ارقام و احكام مطاعه عز صدور يافته كمال تأكيد فرمودند و بعضى از آن جماعت را به مناصب عليه معزز گردانيدند . و چون ميرزا اسحق بيك از سرحد طفوليت به حد رشد و تميز رسيد به حسب سرنوشت پاى در وادى [ 339 ب ] غربت نهاده ببلاد هند توجه نمود . بعد از ورود بدان ملك چون از حركات و سكناتش نسايم نجابت به مشام جان فرمانفرماى آنجا رسيد او را طلب داشته به منصبى لايق معزز نمود . بعد از چند سال حب وطن از خاطر خطيرش سر زده بالحاح و مبالغهء بسيار رخصت معاودت به بلاد ايران حاصل كرده با جمعيتى تمام از حيطهء حساب و شمار بيرون بخطهء بهشت قرين يزد خراميد و به الهام ملهم توفيق به ساختن عمارت خير راغب و ساعى گرديد . نخست به تعمير « مصلى كبوتر خان » مقابل مزار منور سلطان العارفين شيخ جمال - الاسلام كه از جملهء متحدثات خواجه شمس الدين محمد تازيكو بود و به سبب امتداد ايام خراب و باير گشته بود پيشنهاد همت ساخته معماران و بنايان را طلب داشت و در ساعتى مسعود طرح عمارت انداخت و اطراف و جوانب را صفه‌هاى رفيع و ايوانهاى