محمد مفيد مستوفى بافقى
470
جامع مفيدى ( فارسى )
محمد باقر كه همشيره زادهء او بود اين بيت به رشتهء نظم كشيده به گوش هوش خال رسانيد ، بيت : محمود خواهى عاقبت كار خويش را * محمودوار در خم تيزاب توبه رو آن غافل از شنيدن اين بيت به هوش آمده دست در دامن توبه و انابت زد و هم در آن سال متوجه گزاردن « 1 » حج اسلام شده بعد از مراجعت به وطن مألوف در زمرهء تائبان عمر به پايان رسانيد . اين بود شمهاى از احوال شعرا كه برين حقير ظاهر بود . اكنون به موجب وعده كه كرده عنان بيان به صوب احوال ديگران معطوف مىسازد .
--> ( 1 ) - اصل : گذاردن