محمد مفيد مستوفى بافقى

450

جامع مفيدى ( فارسى )

سراجا شه مطلب قاسما » . مولانا اخترى يزدى [ 326 الف ] در علم طب و مهارت در آن علم كمال وقوف حاصل نموده و به ديگر فضايل و كمالات اتصاف داشت . در ايام شباب فى سنهء ثلث و عشرين و الف كه زبدة السادات العظام ميرزا محمد امين شهرستانى المشتهر به مير جمله در مرتبهء ثانى كه متوجه بلاد هندوستان بود در قريهء نصرآباد يزد كه محل توطن مولانا مشار اليه بود عبور فرمود تقدير ايزد متعال عنان او را گرفته در خدمت سلالهء دودمان مصطفوى سلام اللّه عليه متوجه آن سفر شده قريب سى و هفت سال در بلاد هند به سر برد و در آخر عمر كه سنش از هشتاد و پنج تجاوز نموده بود شوق وطن و ديدار دوستان گريبان جانش گرفته كشان كشان به خطهء بهشت بنياد يزد آورد و كريمه‌اى در حبالهء نكاح آورده ازو پسرى در وجود آمد و آن مولود مسعود هنوز در عهد صبى بود كه والد غفران‌پناهش طبل رحيل كوفته به سراى باقى خراميد و حال تحرير كه دو سنين از سنهء ثمانين و الف گذشته ولد مولاناى مومى اليه كه مولانا جلال الدين محمد نام دارد و بيست مرحله از مراحل زندگانى طى نموده در دار العباده به كسب كمال اشتغال دارد . مولانا اخترى در نظم اشعار كمال مهارت [ 326 ب ] داشته و ديوان غزليات او ورد زبان خاص و عام و مقبول طبايع است . در حين تحرير اين بيت كه از نتايج طبع آن‌جناب است و در خاطر بود ثبت گرديد ، بيت : شست اگر صاف نباشد نرسد تير به صيد * صاف كن دل كه دعايت به اجابت برسد و اين دو مقطع در ديوان غزليات آن‌جناب مذكور است ، نظم : اخترى در چه خيالى كه چو تارى شده‌اى * مگر انديشهء در « 1 » خويش تنيدن دارى

--> ( 1 ) - نسخهء وزيرى : بر