محمد مفيد مستوفى بافقى
440
جامع مفيدى ( فارسى )
رفتيم به جلوهگاه معشوق * از هيچ كسى مرو نخورديم و له اين سواد نيلگون دانى كه در گردش چراست * بر دماغش خورده گويا بويى از ميناى من « 1 » و له « نبيره » جان به حق تسليم مىكرد * ندا آمد كه اى طيار مگسل و در باب معشوقى كه كمال تعلق داشت گفته ، شعر : اى دلبر نيك چهرهء من * بردى به قيافه زهرهء من تا سبزه و عارض تو ديدم * فرياد كشيد كهره من گر تشنهء سلسبيل فيضى * آبى بخور از مطهره من محل سكنى آن طوطى فصاحت آثار در « اهرستان » و اسم والدش مير محمد رضا و شغلش بزازى و عملش خوشطبعى . نتيجة السادات امير سيد على [ 321 ب ] المتخلص به مير صوتى در مكارم اخلاق و محاسن اعراق و لطف گفتار و حسن كردار سرآمد ابناء روزگار بود . طبع پاكش از اقسام كمالات بهرهور و ذهن درّاكش نقاد فنون هنر . منظوماتش مانند لئآلى بحر عمان از شوايب عيب پيراسته . در فن موسيقى و ادوار به قانون ادراك خرده بر استادان ماهر گرفته و به دستيارى عنايت پروردگار پاى در وادى حجاز و يثرب نهاده در زمان سلطنت و فرمانروايى اعليحضرت خاقان بلند
--> ( 1 ) - نسخهء وزيرى : ما