محمد مفيد مستوفى بافقى
417
جامع مفيدى ( فارسى )
از درياى بيكران فضل و ذرهايست از كمال دانش او ، بيت : گر صد هزار قرن كنم وصف بىشكى * از صد هزار گفته نيايد مگر يكى لله الحمد و المنة كه بخشندهء بىمنت جهانبين آن فرشته خصلت را به جمال خلف ارجمند كه به شرف ذات و محاسن صفات و اخلاق حميده و اطوار مرضيه موصوف و به اصناف سير سنيه و شيم رضيه و لطف طبع و به انواع فضايل و كمالات معروف و اسم شريفش ميرزا محمد رضى است روشن ساخته ، [ 311 الف ] اميدوارى به كمال مكرمت كردگارى آنكه ، مصراع : تا جهان را بقا بود ممكن آن حاوى فضايل انسانى و مخدومزادهء گرامى مقرون به حصول انواع امالى و امانى در غايت عافيت و كامرانى روزگار خجسته آثار گذراند و همواره از دم عيسوى انفاس ايشان مستمندان خطهء فرحآباد يزد مستفيض و بهرهمند باشند . با وجود آنكه آن عالىجناب در حومهء شهر و بلوكات منازل دلگشا و باغات فرح - افزا دارد خصوصا در موضع خيرآباد اهرستان مشهور به « باغ شاه نگار » و آن چنان باغيست كه به انواع اشجار آراسته و به گونه گونه رياحين پيراسته ، رضوان از رشك آن روضه انگشت عبرت گزيده و آسمان در نظارهء او ديدهء حيرت گشوده ، شعر : از گل و سبزهء نوخواسته و آب روان * چشم بد دور تو گويى كه بهشت دگرست در اصل شهر به « محلهء وقت [ و ] ساعت » در خانهء آباء كرام و اجداد عظام خود نشسته [ 311 ب ] و خوان احسان و كرم بر روى خلايق گشاده و به تفقد احوال عجزه و مساكين مىپردازد . مولانا شاه قلى ولد حكمتپناه مولانا زين الدين طبيب از جانب والد برادر غفران