محمد مفيد مستوفى بافقى

402

جامع مفيدى ( فارسى )

[ حاجى محمد حسين ولد حاجى قطبى ] و ديگر از خطاطان ماهر حاجى محمد حسين ولد حاجى قطبى بوده و در نوشتن خط ثلث و نسخ بهرهء تمام يافته و اكثر اوقات همت بر تعليم قواعد آن فن مىگماشت و از نتايج قلم مشار اليه كلام اللّه مجيدى است كه در مسجد جامع كبير عباد اللّه تلاوت مىنمايند . [ مير محمد فضايل طباطبايى ] و ديگرى از خطاطان آن ملك سيادت‌پناه مير محمد فضايل [ 303 ب ] طباطبايى است . مشار اليه سيد درويش صالح متقى كم‌آزار است . قريب بيست سال مىشود كه در محكمهء قضات به امر تحرير قيام دارد [ و ] احدى را از خود آزرده نساخته و حسب المقدور در فيصل قضاياى درويشان سعى نموده و هرگاه از آن شغل فارغ مىگردد بقيهء اوقات صرف كتابت مىنمايد . [ مولانا رحيماى قارى ] و ديگرى از خوشنويسان و سرآمد ظرفا و خوش‌طبعان مولانا رحيماى قارى است كه در خط نستعليق رايت بىمثلى مىافرازد و باوجود حسن خط و خلق انواع فنون و اصناف كمالات حاصل نموده و اكثر اوقات همت بر تعليم قواعد آن مىگمارد . قطعاتش چون گلهاى بهارى روح‌افزاى و خطش چون خط خوبان دلرباى . در فنون شعر و معما سرآمد بلغا و اشعار آبدارش رشك چشمهء حيوان و بنات افكار ابكارش غيرت حور و ولدان ابيات دلاويزش ناسخ سخنان سخن‌سنجان و لطايف لطف آميزش مرغوب طبايع انسان . هركس كه اشعار شيرين او شنيد و ظرافتهاى رنگين او استماع نمود [ 304 الف ] به جان و دل جوياى صحبتش گرديد ، شعر : رخسارهء او نديده چون مردم چشم * فى الحال درون ديده جايش دادند در شهور سنهء ثمانين و الف به پايمردى قابليت و به دستيارى استعداد به اردوى معلى شتافت و قطعات و اقسام كمالات خود به عرض مقربان بارگاه خلافت‌پناه خاقان سليمان شان رسانيده به درجهء قبول و خلعت استحسان رسيده سرافراز شد و مدتى در اصفهان جنت‌نشان با اعزه و ارباب دانش گوى مصاحبت و نرد مجالست باخته