محمد مفيد مستوفى بافقى
384
جامع مفيدى ( فارسى )
در علم يگانه در فضيلت نادر * عالىنسبى كه بود در دين فاخر [ 292 ب ] قايممقام والد بزرگوار خويش گرديد و در هرجمعه در « مسجد جامع كبير » يزد كه جامع فيوضاتست به نصايح و ارشاد فرق عباد مىپرداخت . و الحق معانى آيات بينات و احاديث به احسن وجهى و ابلغ صورتى بيان مىنمود و در آن باب رايت تفوق بر اماثل و افاضل مىافراخت . از ساير اقسام فضايل نيز بهرهء تمام داشت . [ مولانا نور الله ] و چون واقعهء ناگزير در رسيد مهر سكوت بر لب زده عالم آخرت را منزل ساخت و جاى آباء عظام و اجداد كرام كه حسب الارث در تصرف داشت به اعيان علما و ابلغ بلغا و افصح فصحا مولانا نور اللّه فرزند دلبند سعادتمند خود تفويض نمود . و آنجامع فضل و كمال به وفور فضايل نفسانى و اكتساب كمالات انسانى موصوف و معروف و در انواع محاسن خصايل از اقران و اماثل ممتاز و مستثنى و به لطافت طبع و طلاقت لسان سرآمد فصحا و افاضل دوران بود ، شعر : مادر گيتى نزاده همچو او صافى صفات * ديدهء دوران نديده مثل او صاحبكمال و آن عالىجناب بعد از والد فضيلتمآب پاى بر پايهء منبر نهاد و به گفتن وعظ و ارشاد عباد همت گماشت و در اثناى موعظه [ 293 الف ] حكاياتى كه مشتمل بود به وفور حكمت و عبارتى كه از صفا و لطافت مشابه آب حيات بود و از شيرينى و ظرافت همشيرهء شربت نبات ادا مىنمود ، شعر : سخنهايى به پاكى از گهر به * به شيرينى ز حلواى شكر به كسى را كان سخن در گوش رفتى * گر افلاطون بدى از هوش رفتى