محمد مفيد مستوفى بافقى
376
جامع مفيدى ( فارسى )
ديوان الصداره مخبر نخست را صحيح القول و عادل مىدانستند بنابر خاطرجويى او ادعايش را قبول كردند و به دستور سابق مهم مزبور را در عهدهء اهتمامش گذاشتند . مولانا شاه تقى باز وسيله ساخته شيخ الاسلامى دار العبادهء يزد را كه با عمّش بود در قبضهء تصرف درآورده بر قاليچهء شريعتپرورى شاد و خرم نشست و با خود تكرار مىكرد ، مصراع : فرصت امروز غنيمت شمار آقا بديعا محمدا نيز به اردوى معلى رفته بعد از مشقت بيشمار آن منصب جليل - المرتبه را از يد او انتزاع كرده به جهت فرزند ارشد سعادتمند ميرزا قوام الدين محمد كه آثار قابليت و كمال از ناصيهء احوالش هويدا بود گرفت . آنگاه مولانا شاه تقى به منصب نيابت صدارت راضى گشته مدتى در نهايت اعتبار در آن كار علم اقتدار مىافراشت و چون متقاضى اجل موعود در رسيد فى سنهء اثنى و سبعين بعد الف دست از امور دنيوى كوتاه كرده به سراى راحتآباد عقبى شتافت . [ 288 الف ] شريعت و نجابت پناهى مطلع انوار شرع نبوى ميرزا محمد معصوم قاضى قصبهء مهريجرد در سلك اشراف و اعيان دار المدينهء ميبد انتظام و به قدم خاندان و عظم دودمان افتخار و مباهات دارد و به اصناف سنيه و شيم مرضيه و لطف طبع و صفاى ذهن و اخلاق حميده و اطوار پسنديده مشهور و معروف گشته ، در فن انشا و تحرير صكوك « 1 » شرعيه و مناشير مهارت كامل حاصل نموده اوقات شباب و ايام جوانى را به اكتساب فضايل و كمالات صرف نمود تا در آن فنون از اماثل و اقران رتبهء تقدم و رجحان يافت . و چون كمال اسلام و ديندارى و وفور ديانت و پرهيزگاريش مانند لوامع خورشيد درخشيدن آغاز نهاد منصب جليل المرتبهء قضاى قصبهء مهريجرد و توابع و لواحق به قبضهء اقتدارش قرار گرفت و الحق كه در فيصل قضايا اقتدا به سنت سنيّهء حضرت خير البريّه كرده غايت امانت و پرهيزگارى ظاهر مىسازد و از حركات
--> ( 1 ) - اصل : سلوك