محمد مفيد مستوفى بافقى

367

جامع مفيدى ( فارسى )

به محاسن آداب و مكارم اخلاق و حسن خلق و استقامت طبع و سلامت نفس زيب و زينت يافته‌اند روشن ساخته : بزرگتر ميرزا محمد عظيم كه لمعات اصناف صفات محمدت آثارش بسان فروغ آفتاب بر تمامى فرق بشر ظاهر و هويداست و محتاج به شرح و بيان نيست ، مصراع : به ماهتاب چه حاجت شب تجلى را و آن حاوى كمالات نفسانى در سنهء خمس و سبعين و الف به امداد و توفيق سبحانى در ايام شباب و عنفوان اوان جوانى كه بيست مرحله از منازل سنه طى نموده بود به دلالت هادى دين قويم و هدايت دليل « وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » قدم از سر ساخته و آن را سرمايهء همه مرادات شناخته پاى در وادى بطحا و يثرب نهاد و به اداى مناسك حج اسلام و طواف بيت اللّه الحرام پرداخته به زيارت روضهء منورهء حضرت خير الانام عليه السلام سرافرازى يافت و از آنجا به عتبات عاليات شتافته سعادت ابدى حاصل نمود ، شعر : پاى ملامت زده بر سنگ آز * روى نهاده به زمين نياز و پس از آن در ضمان امان حضرت منان به وطن مألوف و مسكن معهود مراجعت نمود و اكنون در غايت اعزاز و احترام و فراغت خاطر در دار العبادهء يزد مقام دارد و همواره اوقات شريف را به اداى وظايف طاعات مصروف مىدارد . و كهتر ميرزا محمد سديد است كه بواسطهء [ 282 ب ] اتصاف به وفور مكارم اخلاق و محاسن آداب انگشت‌نماى خرد و بزرگ گشته و به سبب صلاحيت جبّلى و ملايمت اصلى و توفيق سرمدى از مبادى ايام صبى اوقات خجسته ساعات را به تحصيل علوم عقلى و نقلى مصروف داشته بواسطهء جودت ذهن و حدّت طبع به اندك زمانى قصب السبق از امثال و اقران ربوده رايت مهارت در فنون محسوس و مفهوم برافراشت ، و بىشايبهء تكلف درين روزگار آن‌جناب به مزيد صلاح و تقوى و سعى