محمد مفيد مستوفى بافقى
363
جامع مفيدى ( فارسى )
به گوش هوشش رسانيد و آنجامع حقايق شرعيه خاطر از امور دنيوى فارغ گردانيده به ضيافتخانهء « وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ » خراميد ، نهال ثمربخش فضل و افضال به صرصر فنا از پاى درافتاد و آفتاب درخشندهء برج سيادت و نقابت از اوج كمال روى به حضيض و بال نهاد ، شعر : روح پاكش در جهان پرنور باد * [ 279 الف ] چشم زخم از خاندانش دور باد گاهى آن حضرت متوجه نظم اشعار مىشدند و اين رباعى در مدح حضرات مطهرات فرموده : از بعد نبى خواجهء خورشيد غلام * ميدان كه دوازده امامند مدام از مهر جهانفروز و شك نيست كه مهر * گردد به دوازده مهش دور تمام حضرت ستوده حسب حسينىنسب عارف رموز مسايل شرعى واقف علوم عقلى و نقلى سلالهء سلسلهء امامزادهء عريضى امير محمد جعفر مفتى به زيور كمالات علمى و عملى متجلى و از رذايل و نقايص نفسانى متخلى ، [ 279 ب ] ذات كامل الصفاتش منبع فنون فضايل و معالى ، و محكمهء حقانيت اساسش مرجع اصاغر و اكابر و اعالى ، و مكنون ضمير منيرش محض خير و نيك خواهى . و به تحقيق كه اين سخن از تكلف بيگانه و از ريا بريست و نه از قبيل تصنيفات منشيانه و آرايش سخنوريست شعر : خجسته ذات شريفش به صورت بشرى * تبارك اللّه گويى كه رحمتيست جسيم در علم فقه و حديث كمال تفقه دارد ، چنانچه اهالى اين ديار پيوسته از راى رزينش استفتا مىنمايند و در معضلات مسايل از ذهن وقادش انحلال مىجويند . در