محمد مفيد مستوفى بافقى
11
جامع مفيدى ( فارسى )
خوش گشادى از گشاد نعمت اللّه يافتيم * تا در ميخانه را بر روى ما بگشاد باز و آن حضرت منزل پاى چنار كه حالا بابا در آنجا آسوده است و به « بابا كلاه دراز » مشهور گشته به او حواله نمودند . شعر : هركه او بر سايهء فر هما مأوى گرفت * گرچه گنجشگى بود شهباز گردد عاقبت بر ضمير انور فضلاى سخنور و خاطر ازهر بلغاى هنرپرور در نقاب ارتياب مستور نماند كه در اول حال كه سلطان ولايت دستگاه از كوه الوند پائين آمده متوجه زيارت عتبات عاليات شده چون بحوالى حله رسيد در گذرگاهى كه هرچند به جهت لبتشنگان آن باديه چاهها كنده به غير از آب شور قطرهاى بكام ايشان نرسيده بود [ 9 الف ] نزول نمود و چاهى حفر فرمود . بقدرت كاملهء ايزدى از آن چاه آبى ظاهر گرديد از شير خوشگوارتر و از شكر شيرينتر . تا الحال اهل باديه و زوار حضرت ائمهء معصومين و مترددين از آن منتفع ميگردند و به « چاه نعمت اللّه » مشهور گشته ، مصراع : سرچشمهاش ز بحر روان ولايت است و چون به ارض كربلا رسيد بشرف زيارت شاه شهدا مشرف شده شرايط طواف بتقديم رسانيد ؛ و در محل قتلگاه به آب ديده وضو ساخته به همان يك وضو چهل روز در چلهء تابستان بسر برده هرشب به خاك كربلاء معلى افطار نمود . بعد از اتمام اربعين متوجه بغداد شده شرف زيارت روضهء حضرت امام موسى كاظم عليه السلام حاصل نموده متوجه نجف اشرف گرديد . و بعد از وصول بدان روضهء عرش درجه شرف طواف دريافته مشام جان بنكهت خاك آستان ابو تراب منور و معطر ساخت و جبين اخلاص بر تراب عنبرسرشت آن درگاه سوده ، در مناقب حضرت غالب كل غالب ، مطلوب كل طالب ، على بن ابى طالب [ 9 ب ] صلواة اللّه و سلامه عليه قصايد غرا برشتهء نظم انتظام فرموده و اين يك قصيده به جهت تبرك مرقوم گرديد .