محمد مفيد مستوفى بافقى

361

جامع مفيدى ( فارسى )

كه عازم سفر آخرت گشت . و حالت تحرير كه دو سنين از ثمانين و الف گذشته [ 277 ب ] خلف العلمايى ميرزا افضل كه به محامد سير و محاسن شيم آراسته و از مستعدان زمان و ولد ارشد آن‌جنابست در غايت احترام و نهايت اكرام در اصفهان بر وسادهء عزت و اعتبار تمكن دارد . مير محمد صفى در سلك اشراف سادات حسينى قصبهء نايين منتظم بود و با زبدهء [ اولاد ] آل عبا ميرزا رفيع الدين محمد قرابت قريبه داشت . در اواسط سلطنت خاقان گيتىستان به موجب فرمان واجب الاذعان متصدى شرعيات و شيخ الاسلام بلدهء يزد گرديد و در فيصل قضايا اقتدا بسنت سنيّهء آباء عظام و اجداد كرام خويش كرده غايت سعى و اجتهاد و نهايت امانت بجاى مىآورد . بعد از دو سه سال بواسطهء سلامت نفس و عدم ميلان خاطر بسرانجام اشغال دنيوى از امر شيخ الاسلامى استعفا فرموده دست از آن كار بازداشت . و در حين تحرير ولد ارشدش ميرزا محمد يوسف در غايت احترام در اصفهان بسر ميبرد . [ 278 الف ] عاليحضرت سيادت‌منقبت افادت مرتبت غفران‌پناه الواصل الى رحمة اللّه امير معز الدين محمد شيخ الاسلام سدّه سنيّه‌اش ملاذ طوايف اكابر و اشراف انام و عتبهء عليه‌اش مجمع خاص و عام ، لوح ضمير مهر تنويرش مطرح اشعهء انوار كتب الهى و صحيفهء خاطر عالى مآثرش مهبط لوامع حقايق اخبار حضرت رسالت پناهى ، گنجينهء سينه‌اش به جواهر زواهر علوم مشحون و عقود درر كلمات در مخزن باطن خجسته ميامنش مخزون . نيّر شمايل نبوى از مشارق جمال خجسته مآلش طالع و شعشعهء آثار فضايل مرتضوى از مطالع خصايص علم و كمالش لامع . رأى عالم‌آرايش كشاف اسرار معالم تنزيل و طبع مشكل گشايش حلال معضلات مواقف تأويل . فنون مكنون كه