محمد مفيد مستوفى بافقى

352

جامع مفيدى ( فارسى )

همت بر تقبيل دست و پاى او مىبستند و احيانا اگر احدى را اين معنى ميسر مىگشت آن صالح متقى اراده مىكرد كه در عوض دست آن‌شخص را بوسه دهد و سر در عقب او نهاده كوچه به كوچه در قفاى او مىگشت ، و گاه بودى كه در اثنايى كه به نماز مشغول بود احدى اين حركت مىكرد . بعد از سلام سر در عقب آن مرد گذاشته تا دست و پايش نمىبوسيد دست از سرش برنمىداشت و چون عمرش قريب به هشتاد رسيد از سجادهء تقوى برخاسته « 1 » متوجه رياض خلد گرديد . * * * و چون جواد خوش‌خرام خامه از جولان در ميدان احوال اين طبقهء كرام باز پرداخت به موجب وعده كه كرده بود عنان به صوب احوال قضاة اسلام معطوف ساخت .

--> ( 1 ) - اصل : خواسته