محمد مفيد مستوفى بافقى
328
جامع مفيدى ( فارسى )
قانون ديانت موجب سعادت هردو سراى بلكه سبب وصول رضاى خداست ، شعر : در ديانت كوش تا دنيا و دين گردد فروغ * بىديانت را نه دنيا بر مرادست و نه دين آنجناب در گفتار و كردار همين شيوهء ستوده منظور نظر همت داشته يكسر موى پاى از شاهراه ديندارى برنداشت . بنابرآن در سنهء اربع و ستين و الف كه مسند - آراى وزارت صفى قلى بيك خلف مقرب الخاقانى محمد على بيك ناظر بيوتات سركار خاصهء شريفه بامر حكومت و وزارت به مملكت يزد آمد [ 254 ب ] به تكليف تمام و مبالغهء مالا كلام مهم استيفا چيگرى اقمشه انفادى سركار خاصهء شريفه در عهدهء اهتمام او گذاشت . و آنجناب در زمان صاحب دخلى رايت كفايت و درويش - نوازى برافراشت و در رعايت و جانبدارى زيردستان و اهل حرفه خود را معاف نداشت . و چون از اشغال دنيوى ملول گرديد و اجل مقرر در رسيد جهان فانى را وداع نموده در شهور سنهء « 1 » ثمانين و الف متوجه رياض رضوان گرديد . مولانا محمد شرفى به ذكر مكارم اخلاق و قدم خاندان ممتاز بود و نسبت قرابت با اشرف العلما و افضل الفضلا مولانا شرف الدين يزدى المشتهر به « مخدوم » كه از غايت اشتهار احتياج به توصيف و تعريف ندارد درست مىنمود و در اوايل حال سالها صاحب رتقوفتق سركار حضرت كرامت منقبت ولايت مرتبت مرتضى ممالك اسلام شاه نور الدين نعمت اللّه ثانى بوده لواى وكالت و نيابت مىافراشت و در اواسط زمان خلافت و فرمانروايى ، مصراع : شهريار كامياب كامبخش كامكار ابو الفتح شاه طهماسب بهادر خان انار اللّه برهانه از بلدهء يزد كه وطن مألوفش بود به دار السلطنهء قزوين رفته منظور نظر كيميا تأثير پادشاه جنتمكان گشته در سلك ندماى بارگاه فلك جاه انتظام يافت و ما دام الحيوة در نهايت اعتبار روزگار
--> ( 1 ) - در اصل : سفيدست