محمد مفيد مستوفى بافقى

317

جامع مفيدى ( فارسى )

از منافع و مداخلش آنچه مىرسيد بىثبت مستوفى و مشرف مىبخشيد و خط نسخ بر حكايات حاتم و آل برمك مىكشيد . هيچ سايل از زبانش كلمهء لا و لم نشنيد و هيچ فقير از مايدهء احسانش بىبهره بازنگشت ، شعر : ز غايت كرم اندر كلام تو نى نيست * در اعتقاد تو ضد است نون مگر نى را آدميزادگان اقطار كه در محبس هند به قيد مفلسى گرفتار مىگشتند كيسهء اميد ايشان را به نقود ابيض و احمر مالامال گردانيده روانهء وطن مىكرد . و در ايام اقتدار آن مقدار كتب نفيسه جمع ساخت كه هرگز هيچ صاحب جاهى را ميسر نگشت . و بنابر آنكه بقاى موجودات از جملهء ممتنعات است در شهور سنهء احدى و سبعين و الف آن‌جناب پهلو بر بستر ناتوانى گذاشته بعد از روزىچند جهان فانى را وداع كرده روى به عالم باقى آورد ، نظم : هركس به بهانه‌اى ازين دير فنا * شد عازم آن سراى جاويد بقا باقى نبود كسى به عالم ابدا * غير از احدى كه نيست او را همتا دوستان و محبّان و ملازمان حسب الوصيت در شاه جهان‌آباد به مقام قدم حضرت رسول حظيره‌اى كه آن‌جناب به جهت همين مصلحت ساخته بود مدفون ساختند . از جملهء آثار آن‌جناب حظيره‌ايست كه مسطور گشت و ديگر خانه‌ايست كه در كمال تكلف و صفا و غايت زينت و بها در شاه جهان‌آباد معمار همت عالى نهمتش به اتمام رسانيده . و حضرت رب جليل آن حاوى علوم نبوى را خلف ارشد ارجمندى موسوم به ميرزا محمد نصير كرامت فرموده كه به جودت طبع سليم و سلامت ذهن مستقيم از ابناى زمان امتياز تمام دارد و در ايام جوانى تحصيل كمالات نفسانى نموده