محمد مفيد مستوفى بافقى

6

جامع مفيدى ( فارسى )

اماميه بر سر منبر نه پايهء [ 5 الف ] افلاك خواند و اكثر خلايق روى زمين را بضرب شمشير ذو الفقار آثار بمتابعت دين مبين حضرات ائمهء معصومين درآورد ، شعر : گر نبودى ذو الفقار مرتضاى نامدار * كس نگفتى هيچ‌وقت اللّه اكبر آشكار بر دانشوران كشور شعور مستور نماند كه بسيارى از فضلاء عالىتبار و مورخين بلاغت‌شعار خوارق عادات و واردات احوال و اربعينات و سير و سلوك سفر و حضر كه در عرض يكصد و چهار سال كه حضرت ولايت منقبت ، كاشف اسرار ازلى ، شاه نور الدين نعمت اللّه ولى ، بر خواص و عوام هربلاد ظاهر گرديده در صفحات كتب مسطور گردانيده‌اند ، خصوصا مولانا صنع الله نعمت اللهى بعبارتى روشن رساله‌اى ترتيب داده ، مسود اوراق آن نسخهء شريفه را منظور نظر داشته مجملى از آن مفصل را باندك تغيير عبارتى در اين صحايف مرقوم ميسازد ، بمنه و كرمه . بدان اى عزيز كه مولد آن حضرت ولايت منقبت در مدينهء حلب بوده و مزار متبركهء اجداد عاليشانش در آن ديار مشهور است ، چنانچه خود فرموده ، شعر : نعمت اللّه نور دين دارد لقب * نور دين [ 5 ب ] از نعمت اللّه مىطلب از رسول اللّه نسب دارد تمام * خود كه دارد اينچنين ديگر نسب مدتى بودم مجاور در عراق * گرچه اصلم باشد از ملك عرب آب لطف او از آن ما بود * آتش قهرش از آن بو لهب من مجاور حاليا در ملك فارس * جد من آسوده در شهر حلب منقول است كه در ايام سه سالگى آن حضرت را كشف قبور حاصل بود و اين دو بيت مبنى بر يقين اين حال خود فرموده ، بيت : مرا علمى كه اندر سينه دادند * عجب علمى ولى درسى ندادند بسه حالى مرا گرديد معلوم * كه شيخ چله را درسى نهادند و وقتى كه سن شريفش به چهار سال و نيم رسيد شخصى شرح دندان كندن