محمد مفيد مستوفى بافقى
290
جامع مفيدى ( فارسى )
تؤامان مقرر شده نگاهبانى « دروازهء ماشول » بعهدهء اهتمام ميرزا عنايت بيك و جوانان [ 229 ب ] تابين او قرار گرفت . به حسب اتفاق عساكر هند در برابر آن دروازه رحل اقامت گسترده كمر همت به فتح و جدال بستند . مينباشى اسفنديار شوكت دروازهء مزبور را چون بخت خاقان دارا احتشام گشاده تخته پل بر روى خندق انداخته در شاه برج قرار گرفت . سران سپاه مخالف چون چنان مشاهده كردند آن را فوزى عظيم دانسته بهيأت اجتماعى قدم جرأت پيش گذاشتند . بهادرانى كه بر فراز برج و باره بودند دست به انداختن تير و تفنگ گشاده بسيارى از آن قوم تيره راى را بر خاك مذلت « 1 » انداختند ، نظم : كمان گشت دهقان صفت تخمكار * ورا تخم پيكان و دل كشتزار سپاه ناقص عقل هند چون حال بدان منوال ديدند خجلت زده و شرمسار خاك بىناموسى بر فرق خويش پاشيده روى به بنگاه خود آوردند و تا مدت چهار ماه و ده روز حال بدين منوال جارى بود ، عاقبت چون دانستند كه دست قدرتشان به خاكريز نمىرسد ناكام راه فرار پيمودند . بر مرآت ضمير منير ارباب جاه و جلال مستور نماناد كه در آن اوقات كه سپاه مخالف در برابر قلعه و حصار نشسته هرروزه بهطرف « دروازهء ماشول » كه محل قرار مينباشى شجاعت قرين بود [ رايت ] جنگ و جدال افراخته مىگشت « 2 » [ 230 الف ] از بسيارى سعى و زدوخورد « 3 » مزاج آن عالىمقدار از نهج استقامت انحراف يافته به سرحد سقم و علت شتافت و اطبا هرچند سعى نمودند فايده بر استعمال دوا و غذا مترتب « 4 » نگشت ، عاقبت مدبر طبيعت دست از تمشيت امور قلعهء بدن كوتاه كرد ، شعر : اينست هميشه عادت چرخ كبود * چون بىغميى ديد زوال آرد زود
--> ( 1 ) - اصل : مزلت ( 2 ) - ازينجا در صحافى دو ورق پس و پيشى روى داده است ، اصلاح شد . ( 3 ) - اصل : خرد ( 4 ) - اصل : مرتب