محمد مفيد مستوفى بافقى

286

جامع مفيدى ( فارسى )

جهان شد پر آوازهء فتح شاه * ز هرجانبى تا بيك ساله راه فزود اهل اسلام را خرّمى * دل مشرك از خوف وحشت غمى از آن اهل ايمان به امن اندرند * كزو كافران خون دل ميخورند بنابر چنان دليرى كه از آن‌جناب صادر گشت تحسين پادشاه حشمت‌آيين بر وجنات احوالش تافت و هرروز در كمال دولت و نفاذ امر و حكومت و رفعت ترقى زيادت مىيافت تا در سنهء « 1 » اربعين و الف هجريه كه كوكب بخت جلالا محمدا به حدود و بال رسيد آفتاب اقبال آن حضرت سمت ارتفاع گرفته به منصب جليل المرتبهء مين‌باشيگرى معزز و مفتخر گشت و چون [ نهال ] قامت قابليتش بر جويبار اقبال بالا كشيد به فرمان خاقان جهان روى توجه به حكومتگاه خود نهاد و در تشييد قواعد نصفت پرداخته درهاى عدل و انصاف برگشاد و به نفس نفيس سرانجام كليات و جزئيات مهمات را از پيش خود گرفت [ 227 الف ] و در تعمير باغ و بستان و ترفيه حال رعايا و برايا سعى تمام نمود و در افاضهء خيرات و اشاعهء حسنات و انعام علما و اكرام فضلا كمال اهتمام فرمود . و هم در آن ايام در اصل قصبهء بافق مصلايى در نهايت وسعت و تكلف بنا كرد و به اتمام رسانيد و در كمال اعتبار و اقتدار گاهى در ركاب فلك‌فرساى پادشاه سكندر آيين به خدمات لايقه قيام نموده بعضى اوقات به امر حكومت در محال ترشيزوتون و طبس لواى ابهت مىافراخت و مابقى ايام اقبال در متنزهات فردوس‌نماى يزد و محال تيول خود با اكابر و اهالى به عيش و عشرت و صحبت روزگار مىگذرانيد و چون رايت اعتبار و اقتدار آن‌جناب در غايت ابهت و اقبال سر به فلك دوار كشيد و در سنهء اثنى و خمسين و الف كه فراشان قضا و قدر بساط جهانبانى و سرير سلطنت و فرمانروائى عرصهء ربع‌مسكون را جهت جلوس همايون نواب كامياب سپهر ركاب كيوان بارگاه

--> ( 1 ) - در اصل سفيدست