محمد مفيد مستوفى بافقى
228
جامع مفيدى ( فارسى )
والاشأن به عنوان ملكيت خريده معمار همت عالىنهمتش به تعمير و آبادانى آن سعى موفور به تقديم رسانيد و حوضى از مرمر در ميان عمارت ساخته چهار ايوان بر چهار طرف عمارت طرح انداخت و بادگيرى بلند به بادبانى برافراخت و در پيش هرشاه - نشين حوضى ساخته خيابانها طرح انداخت و الحق زلال حياض كوثر مثالش آبروى ساكنان خطهء خاك و اطراف بساتين طربناكش « جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » و لطافت آب خوشگوارش به مرتبهاى كه هواى ارديبهشتى از خجالت آن قطرات شبنم بجاى عرق فروباريده [ 185 الف ] و اعتدال هواى روح افزايش به مثابهاى كه نسيم بهشتى از غيرت آن مضطرب بهرسو دويده ، شعر : چو باغ ارم ساحتش دلگشا * چو صحن فلك عرصهاش جانفزا مروّج صبا از نسيم گلشن * معطر هوا از دم سنبلش درختانش طوبى صفت سربسر * برآورده بر اوج افلاك سر ميوههاى لطيفش شيرينتر از شيرهء جان و سبزههاى صحن بساتينش دلفريبتر از خط عذار جوانان ، نظم : چو خط بتان سبزهاش دلفريب * عذار بساتين ازو ديده زيب بود عطر گلهاش آرام دل * شود حاصل از ميوهاش كام دل و ديگرى از عمارت آنجناب بازارچه و قهوه خانهايست كه در حوالى « ميدان وقت [ و ] ساعت » ساخته . چون مجملى از سير ستوده و اوصاف حميده و برخى از متانت و لطافت و نظافت عمارت با رفعت و بساتين جنت صفت دستور نيكو نهاد و پسنديده خصلت تحرير يافت اكنون خامهء مشكين شمامه با جامهء نيلى شرح خرابى بناى عمر و زندگانى آن آصف جم اقتدار را بيان مىنمايد .