محمد مفيد مستوفى بافقى

226

جامع مفيدى ( فارسى )

آسمان قدر آصفا چون از سليمان زمان * شد مشرف از سراپايى ترا سر تا به پا خواست فايز مصرعى تاريخ پير عقل گفت * قدر مه افزود مهر انور از زيب قبا و چون محالست كه سپهر غدار درين مرحلهء ناپايدار ارباب جاه و جلال را آسوده و برقرار گذارد و نيز هركمالى را زوالى مقدرست و هربهارى را خريفى مقرر در عين نشاط و خرمى كه آن دستور ستوده سير در ديوانخانه نشسته و با دوستان در صحبت بود كه ناگاه مزاج موفور الابتهاجش سمت تغيير پذيرفته آفتاب حياتش به مغرب فنا غروب نمود و اين واقعهء عظمى « 1 » ظهر روز جمعه نهم شهر ذى الحجة « 2 » الحرام سنهء تسع و سبعين و الف اتفاق افتاد . چنانچه در ذيل اين اوراق خامهء جامه سياه زبان به اداى آن خواهد گشاد ايام حيات آن‌جناب شصت سال و هشت ماه و بيست و يك روز بود . از آن حضرت سه پسر نيك اختر به يادگار ماند : بزرگتر صفى قلى بيك است كه در سلك غلامان سركار خاصهء شريفه انتظام دارد [ 183 ب ] ، و ديگرى محمد خليل بيك كه بعد از پدر عالىقدر از جانب نواب آفتاب احتجاب خورشيد قباب ناموس العالمين عليه عاليه والدهء ماجده نواب كامياب اشرف اعلى حاكم و متصدى مجوسيان دار العبادهء يزد گشت ، و كوچكتر محمد حسين بيك است كه در سن نه سالگى بود كه واقعهء هايله والد بزرگوارش روى نمود . ذكر عمارات آن آصف خجسته‌صفات در بلدهء طيبهء يزد در اوايل حال كه آن‌جناب از جانب خاقان جنت آشيان به خدمت كركراقى سركار خاصهء شريفه سرافراز گرديده به يزد آمد در « محلهء بازارنو » متصل به « ميدان وقت [ و ] ساعت » خانه خريدارى نمود و در اطراف و جوانب چند خانهء ديگر خريده به يكديگر متصل ساخت و عمارات عالى از حوضخانه و شاه‌نشين و طنبى و قهوه خانه طرح

--> ( 1 ) - اصل : عظما ( 2 ) - اصل : ذى حجة