محمد مفيد مستوفى بافقى
215
جامع مفيدى ( فارسى )
آن سفر كمال جرأت و جلادت نموده مردانگيها نمود كه ناسخ داستان سام و اسفنديار گرديد . بنابرآن منظور عنايت و تربيت گشت ، مثنوى : خسرو كامران عدل طراز * شاه عالىمكان بندهنواز بعد از فتح آن ولايت چنانچه در شاهنامه « 1 » منظوم و مذكور است . زمام « 2 » رتقوفتق امور مملكت ايروان در قبضهء اقتدار او نهاد و مدت چند سال به امر ايالت در آن ولايت استقلال داشت و در آن اوان لواى ابهت و شوكت افراخته پرتو انوار عدالتش بر ساكنان چخور سعد مىتاخت و بىشايبهء تكلف خان عالىشأن شجاعتى كامل و عدالتى شامل داشت . در امر عدالت پادشاه عدالت شعار انوشيروان بر او تحسين كردى و در ميدان مصاف و قتال روح رستم و اسفنديار بر وفور جلادت و پهلوانى او آفرين گفتى ، شعر : ز شمشير خونريز او روز جنگ * همه روى صحرا شدى لاله رنگ عاقبة الامر چنانچه عادت قديم روزگارست هادم اللذات بر شهرستان بدن خان عالىمقدار تاختن آورده مملكت ايروان را وداع نموده متوجه ملك عدم گرديد . از آنجناب سه خلف نيك اختر فريبرز حشمت رستم قدرت زال « 3 » فطرت به يادگار ماند . بزرگتر « 4 » [ 176 الف ] محمد زمان خان كه نخست به رتبهء جبّادارباشىگرى رسيده بعد از آن علم ايالت بر ولايت قوچان و درون افراخت و در سنهء اثنى و ثمانين و الف هجريه كه تاريخ تحرير اين اوراق است در كمال اقتدار حسب الفرمان نواب خاقان سليمان مكان به بستن بند مرو شاهيجان مأمور گرديده به آن شغل قيام مىنمايد .
--> ( 1 ) - نسخهء وزيرى : شهنشاهنامه ( 2 ) - اصل : زمان ( 3 ) - اصل : ذال ( 4 ) - اصل : بذرگتر