محمد مفيد مستوفى بافقى
213
جامع مفيدى ( فارسى )
بر خاتم انگشترى نقش نموده بود كه ، نظم : آنكه به شيران جهان غالب است * كلب على بن ابى طالب است و همگنان از روى انصاف تصديق شجاعت كامل و قدرت شهامت شامل آن خان عاليجاه نموده بودند . [ 174 الف ] ذكر مجملى از صفات و شمهاى از اوصاف امير عاليجاه عدالت شعار كلبعلى خان بيگلربيگى ايروان و رسيدن كوكب طالع آن عالىمقام به درجهء شرف و اقبال خان مومى اليه به صفت شجاعت و بهادرى از اكثر شجعان ممتاز بود و در ميدان رزم و پيكار گوى مسابقت از رستم و اسفنديار مىربود و به قوت دولت پادشاه اسلام در تمامى معارك به استعمال سيف و سنان پرداخته نهايت جلادت و مردانگى بجاى مىآورد . بنابرآن روزبروز مرتبهء او در ترقى بود تا به رتبهء ايالت سرافراز گشت . در ايام عنفوان جوانى و زمان دولت اعليحضرت خاقان گيتى - ستانى سلطان سلاطين شاه عباس ماضى بهادر خان در سلك غلامان آستان سلطنت آشيان به سر مىبرد و در اسفار و معارك يك اسبه مىتاخت و به غير از شجاعت كامل چيزى ديگر نداشت و به قليلى تيول كه در قراى دار العبادهء يزد داشت مىساخت . نوبتى به جهت بازيافت وجه تيول به يزد آمده بود و على الدوام به تجرع شراب يزدى اشتغال مىنمود تا آنكه فيما بين او و حاكم به مخالفت انجاميد . داروغه جمعى را به طلب او فرستاد . از رفتن ابا نمود . [ 174 ب ] داروغه كه به اين معنى اطلاع يافت با فوجى از ملازمان متوجه مشار اليه شد . مومى اليه به قوت و پهلوانى فردا و وحيدا به آن جمع حمله برده برخى را زخمدار ساخت . داروغه با ملازمان فرار نمودند . كلبعلى خان كه در آنوقت او را على بيك مىگفتند از پى مىتاخت تا به حوالى زندان سكندر رومى رسيده قدم در درون نهاد و به زيرزمينى كه اصل زندان است تنها رفت و كلهء آدمى بيرون آورده