محمد مفيد مستوفى بافقى
209
جامع مفيدى ( فارسى )
بر فرق آن زيبندهء سرير كيانى از جميع اسباب سرافرازى بر سر آمد و فراز منابر به خطبهء اماميهء اثنا عشريه و القاب همايون شاهيه زينتپذير گشت و وجوه دنانير بنام نامى و اسم سامى آن برگزيدهء إله سكه و آرايش يافت . اسم مبارك آن حضرت سلطان شاه صفى ثانى بود و در روز نوروز پيچىئيل موافق سنهء ثمانين و سبعين و الف هجريه به الهام هاتف غيب اسم مبارك آن حضرت سلطان شاه سليمان بهادر خان قرار يافت . به اعلام اين خبر بهجت اثر رقم عالى مشعر به اين معنى به مهر مهر آثار نواب همايون شاهى ظل اللهى به اسم آن آصف ثانى عز ورود يافت . بنابر توجهات شاهانه در القاب آنجناب آصفى خطاب فرموده بودند ، لاجرم نجابت پناه مشار اليه اشعارى به آن نموده و چون رقم مبارك به عبارتى مرغوب بود لازم نمود كه تيمنا ثبت گردد ، و هى هذا : حكيم جهانمطاع شد - آنكه وزارت و رفعت و معالى پناه عزت و عوالى دستگاه آصفى نظاما للوزارة و الرفعة اللّه قلى بيك وزير دار العبادهء يزد و [ 171 ب ] كر كراق سركار خاصهء شريفه به توجهات شاهانه سرافراز گشته بداند كه چون سنت سنيه و طريقهء مرضيهء سلاطين جم آيين اين سلسلهء عليه آن بوده كه در حين جلوس بر اورنگ سلطنت و الا و اتكاء بر چهار بالش خلافت كبرى كه در حقيقت نوروز فيروز عالميان و بهار عالمافروز پير و جوانست لباس نام نامى و اسم سامى را مانند رخت نوروزى تجديد مىفرمودهاند و اين معنى در خاطر و الا و ضمير منير آسمان سيما مركوز بود تا درين هنگام كه آفتاب جهانتاب به برج شرف تحويل نموده و ابواب شكفتگى و انبساط بر روى خلوتنشينان اكنان اكمام گشوده زمين و آسمان شكفته و خندان و ايام اهتزاز پير و جوانست و مع هذا قران سعدين نيز اتفاق افتاده اين اراده مانند اثمار ازهار كه به تدريج قدم به حدايق بروز و ظهور گذارند جلوهء وقوع نموده پيرايهء نام نامى به طراز سليمانى