محمد مفيد مستوفى بافقى
203
جامع مفيدى ( فارسى )
ايا شاه جم جاه انجم سپاه * خديو فلك رتبه عباس شاه عدوى ترا افسر از خاك باد * گريبانش از دست غم چاك باد ز بيداد ظالم شها داد داد * كه بىعدل و داد تو گيتى مباد خاقان صاحبقران به نفس نفيس در مقام تفتيش آمده از اخبار منهيان و فرياد دادخواهان حقيقت تعدى ميرزا جعفر وزير بر پيشگاه ضمير انور خسرو فريدونفر روشن گشت . به مقتضاى عدالت رقم عزل بر صفحهء عمل وزير بىتدبير كشيده شد . اهالى و عجزه كه از وهم مشار اليه مانند قطرات سيماب در اضطراب بودند به مكان خود قرار گرفتند . و او بعد از عزل به اصفهان رفته از غايت غصه امراض مختلفه و علل متضاده بر وى استيلا يافته پهلو بر بستر ناتوانى نهاد و از حسرت وزارت آه سرد مىكشيد تا در سنهء اربع و سبعين و الف موافق تنگوزئيل به عالم عقبى منزل ساخت . ميرزا جعفر اگرچه متلون مزاج « 1 » و تندخو بود اما قامت قابليتش به زينت استعداد آراسته بود . [ 168 الف ] اين بيت زادهء طبع اوست كه در حين تحرير به خاطر بود ثبت گرديد ، شعر : هركه بر من تكيه كرد او تكيهگاهى شد مرا * من بياسودم چو از من خاطرى آسوده شد و در مرثيهاى كه در شأن حضرت ابا عبد اللّه الحسين عليه السلام به نظم آورده اين بيت مسطورست : اى از ازل ز ماتم تو در بسيط خاك * گيسوى شام باز و گريبان صبح چاك چون كوكب اقبال ميرزا جعفر از اوج اعتبار روى به وادى ادبار نهاد پرتو انوار عواطف خاقانى بر وجنات احوال وزارت و اقبال پناه دستور الزمانى ميرزا
--> ( 1 ) - اصل : تلون مزاج