محمد مفيد مستوفى بافقى
182
جامع مفيدى ( فارسى )
خود را از آتش خطاب و عتاب و بوتهء عذاب مىتوان رهانيد ، اولى و انسب آنست كه دفاتر مظالم به آب شفقت و مرحمت شسته گردد و آنچه در نزد هركس هست احدى بر آن اطلاع نيابد تا آن بيچاره با فرزندان به رفاه حال روزگار گذراند و تو نيز از ثواب بهرهمند بوده باشى ، چنانچه شيخ مصلح الدين سعدى شيرازى فرمود ، شعر : كسى خسبد آسوده در زير گل * كه خسبند ازو مردم آسوده دل زر و نعمت اكنون به دوكان تست * كه بعد از تو بيرون ز فرمان تست و به دانهء درم و دينار مرغ دل قور يساول را صيد نموده آنقدر مهلت خواست كه فرزندان و متعلقان را در خلوتى طلب داشته رسم وداع و طلب رضا حاصل نمايد . چون اين معنى دست داد از ايشان التماس نمود كه تمامى دفاتر سابق و لاحق چه از سركار خاصهء شريفه و از سركار خود با تمامى اسناد و تمسكات باب [ 152 ب ] مرحمت شستوشوى دهيد و اين راز سربسته پيش احدى لب مگشاييد . ايشان همان روز حسب الفرموده عمل نمودند . چون پرتو شعور قوريساول بر آن تافت آتش در نهادش افتاده فرمود تا غازى بيك را پوست كندند و پوستش پر كاه كرده به خانهء چشمهايش دو مهره نصب كردند ، و به دستور اقتدار آن آصف بىاختيار را رخت پوشانيده بر مركب باد رفتار سوار نموده به خدمت فرمانفرماى جهان برد . از غرايب اتفاقات « پوستش پر كاه بايد » ( 1013 ) سال تاريخ اين واقعهء عبرتبخش است . ذكر اقتدار محمد زمان بيك در خطهء يزد و بيان وزارت او در آن ملك چون نهال دولت غازى بيك از تندباد قهر شاهى بيك زمان منطفى گرديد و نسيم دولت خسروى بهار زندگانى آن سالك طريق ظلم و عدوان را به خزان مرگ مبدل گردانيد محمد زمان بيك برادر او را كه دران اوان به وزارت خطهء كاشان