محمد مفيد مستوفى بافقى
160
جامع مفيدى ( فارسى )
ما چنين تشنه و زلال وصال * همه عالم گرفت مالا مال سال تاريخش اى ستودهصفات * « چاه خيرست » و « نوشم آب حيات » گر نگشتى ز سرّ كار آگاه * در شمار آر « گنج دولت شاه » كين سه فال نكو ز روى حساب * هشتصد و نوزده بود درياب جولان كردن جواد خوشرفتار بنان در فضاى احوال دستور عدالت بنيان خواجه عماد الدين مسعود بر ضمير منير صدرنشينان مسند وزارت و مجلسآرايان بزم عمارت كه به حقيقت جام جهاننما عبارت از آنست ، پوشيده نماناد كه عالىجناب اعظم سعيد دستور اعلى اقدم حميد ، قدوهء وزراى عاقبت محمود خواجه عماد الدين مسعود ابا عن جد در سلك اشراف و اعيان انتظام و بامر وزارت خطهء جنت فضاى يزد قيام داشتهاند و پيوسته دوحهء آمال اهل فضل و كمال از پرتو آفتاب عنايت ايشان مثمر و بارور و درخت بخت ارباب [ 134 ب ] اشراف و اعيان از قطرات غمام التفاتشان سرسبز و سايهگستر بودهاند و نسبت نسب گرامى ايشان به چند واسطه به تميم صاحب رايت حضرت امير المؤمنين و امام المتقين اسد اللّه الغالب و مظهر العجايب على بن ابى طالب صلوات « 1 » اللّه و سلامه عليه مىرسد . و آنجناب به نهايت ديندارى و پرهيزگارى معروف به اصناف سير سنيه و شيم مرضيه و اخلاق حميده و اطوار پسنديده موصوف بود ، و در تكميل اسباب حشمت و بزرگى از وزراى زمان خود ممتاز و مستثنى مىنمود و به اشاعهء خيرات و ساختن عمارات به غايت مايل و راغب بود . در ايام اختيار بلكه در زمان اقتدار بقاع خير مانند مسجد و مدرسه و مصنعه و حمام و غير ذلك بنا فرمود . لاجرم عنايت سبحانى اشعهء قصر اقبالش را مانند نور آفتاب به اوج ظهور رسانيد و اسم شريفش در نيكوئى بر كتابهء مبانى روزگار باقى و پايدار ماند ، بيت : در خير كوش زانكه بر اوراق روزگار * [ 135 الف ] باقى به ذكر خير بود نام آدمى
--> ( 1 ) - اصل : سلام