محمد مفيد مستوفى بافقى

153

جامع مفيدى ( فارسى )

خط را آن بهتر مىنويسد كه قلمتراش خوب دارد و قلم را نيكو مىتراشد ، و آن‌شخصى مىتواند بود كه پدرش وزير سلطان باشد و اين پسر سيد عضد وزير پادشاه است و سيد جلال نام دارد . سلطان سيدزاده را طلب فرمود و گفت سطرى بنويس تا خط ترا خوب تماشا كنم . سيد جلال در بديهه اين قطعه را گفته و نوشته بدست سلطان داد ، قطعه : چار چيز است كه در سنگ اگر جمع شود * لعل و ياقوت شود سنگ بدان خارايى پاكى طينت و اصل گهر و استعداد * تربيت كردن مهر از فلك مينايى با من اين هرسه صفت هست چه درمىبايد * تربيت از تو كه خورشيد جهان‌آرايى امير محمد از حسن خط و زيبائى شعر و قابليت سيد جلال حيران بماند و معلم را انعام و اكرام فرموده گفت اين پسر صاحب ادراك عالى است و مرا داعيهء آن بهم رسيده كه او را ملازم نموده به مرتبهء عالى رسانم . اما چون ساده‌روى است از زبان مردم انديشناكم . در تربيت او تقصير جايز مدار تا بزرگ گردد و خدمت سلطنت را سزاوار شود . و مبلغ دو هزار دينار به سيد انعام فرمود كه در كسب كمالات صرف كن . چون سيد جلال به حد كمال رسيد ملازمت سلطان اختيار نمود و قصايد در مدح آل مظفر دارد و اين دو بيت از جملهء يكى از قصايد است ، قصيده : باز از شكوفه گشت فضاى چمن سفيد * اطراف دشت گشت ز برگ سمن سفيد در جنب رنگ ژاله و سرخى لاله هست * در معدن سياه عقيق يمن سفيد سيد عضد را در دار العبادهء يزد و توابع عمارات و باغات بسيار بوده و در