محمد مفيد مستوفى بافقى
106
جامع مفيدى ( فارسى )
ايضا له . خوش آن روزى كه دشنام من بدنام مىدادى * دعا هرچند مىكردم مرا دشنام مىدادى و له : اى عقل كجا ما سر و سوداى تو داريم * ديوانهء عشقيم چه پرواى تو داريم شاه قاسم نوربخش : مؤلف « تاريخ عالمآرا » [ 91 الف ] مسطور گردانيده كه شاه قاسم از احفاد كرام قدوة السالكين سيد محمود نوربخش است كه بعضى اوقات در قصبهء طرشت رى مسكن داشت و آثار نجابت و بزرگى و علوّشان از ناصيهء احوالش نمايان و اطوار زكيهاش مذكور السنه و افواه عالميان ، و آنجناب در درگاه معلى بوده منظور نظر كيميا اثر خاقان بلندمكان ابو الفتح شاه طهماسب بهادر خان بود و پيوسته مرجع مريدان سلسلهء عليهء نوربخشيه مىبود و در ولايت رى و شهريار ضياع و مزارع مرغوب بيشمار داشت . سعادت پناهى شاه حسام الدين نوربخشى از سادات عاليات نوربخش بود و به اصابت راى و كمال عقل و نيكوخواهى خلايق از ابناى زمان امتيازى تمام داشت و در طلب سرورى و علوّ همت وحيد زمان خود بود . و آنجناب را ولد رشيدى بود ميرزا محمد تقى نام بشرف ذات و حسن صفات [ 91 ب ] و وفور خلق موسوم و معروف ، و نسبت مصاهرت با مرحمت و غفرانپناه ميرزا عباس قلى بيك بايندرى داشت . مدتها در نهايت عزت و اعتبار با حضرات اكابر و اشراف صحبت نموده در سنهء خمس و ستين و الف به تيولدارى بعضى از محال خطهء يزد كه به تيول عاليجاه ناظر بيوتات بود قيام نموده مدت دو سه سال در آن شغل اشتغال داشت . و پس از چند سال كه از مهم مزبور دستش كوتاه بود در دار السلطنهء اصفهان متوجه رياض قدس گرديد . و از آنجناب غفرانپناه دو پسر ماند : مهتر ميرزا شاه حسام الدين