محمد مفيد مستوفى بافقى

222

جامع مفيدى ( فارسى )

صفت متانت و استحكام يافت و رياض شرع مبين مصطفوى به تازگى از رشحات سحاب همت عالى وارث خلافت مرتضوى سمت خضرت پذيرفت . بيت شاه كيوان سرير ماه منير * مشترى طبع آفتاب ضمير چون بدولت نشست بر اورنگ * جانب عدل و داد كرد آهنگ نصب كرد از نهايت احسان * بر سر بندگان لواى امان دوستانرا ز دست گوهربار * ساخت چون بوستان فصل بهار و چون شاهزادهء مؤيد كامكار در عين جلادت و اقتدار بمستقر سرير سلطنت قرار يافت از ميامن انوار داد و نصفت و آثار مرحمت و معدلت بى نهادش عرصهء دلگشاى روح‌افزاى قندهار كه نزهت‌گاه شيرين‌لبان شكر خندانست غيرت فردوس برين و رشك نگارخانهء چين گشت و هماى عدل مرحمت گسترش در هواى فضاى جهان چنان پر و بال اقبال گشود و كبوتر كه قمرى در آشيانهء بازو شاهين بفراغت غنود . بيت گشاد حشمت او دست عدل بر عالم * كشيد هيبت او پاى ظلم در زنجير مجارى احوال و اوضاع سكان آن ديار و اهالى آن نواحى مصدوقهء بيت بقومى كه اقبال خواهد خداى * دهد خسرو عادل و نيكراى بظهور آمد و كافهء خلايق در مهاد امن و امان و بساط عدل و احسان