محمد جعفر بن محمد حسين نائينى
مقدمه 11
جامع جعفرى ( فارسى )
خوانين اصل نسخهء عصرى و منحصر آن را در اختيارم نمىگذاشتند . البته ايرادها هم برين اثر واردست . ولى ايرادها از آن زمره است كه اكثر آثار عصر قاجارى از آنها عارى نيست و آن عبارت است از اطناب واقعا ممل و تعقيدات لفظى واقعا مخل . مؤلف به مرسوم انشاى روزگار خود مطلبى روشن و ساده را در تلو عبارات مطول ، با كلمات زائد و مكرر و طبعا ملالآور ساخته است . گاه به نحوى است كه براى بيان مطلبى كه در يك سطر ممكن بود ادا شود يك يا دو صفحه را سياه كرده است . با وجود همهء اين احوال ( كه از تمام صفحات كتاب به خوبى معلوم است ) مؤلف مدعى است كه در پرداختن اين اثر از عبارتپردازى خوددارى كرده است ! بدين عبارت : پس اگر درين روز نامج طريق سادهنويسى سپارم و قدم پيرامون عبارتپردازى نگذارم هر آينه از ركوب غارب اين معنى ناگزير و ناچارم . چه حسب القرار شارق گردون خانيت است كه شاهد مضمون را كسوت الفاظ روان دربر نمايم و مهما امكن طريق سادهنويسى بپيمايم تا نفعش خاص و عام را شامل آيد و هر تنى به مطالعهء آن رغبت نمايد . « 1 » سبب اينكه چنين توضيحى را لازم دانسته از باب آن است كه مؤلف از مترسلان و منشيان عصرست و در اين حرفه از روش و صنعت منشيان معروفى چون ميرزا محمد منشى ( عموى خود ) و ميرزا عبد الوهاب نشاط پيروى مىكرده است . در سبك نگارش ، تتبع تاريخ وصاف را هنرى مى - دانسته و خود رسالهاى بر سبك و روش وصاف الحضره پرداخته بوده و متن آن را در همين « جامع جعفرى » مندرج ساخته است . باز در همين
--> ( 1 ) - جامع جعفرى ، ص 237